- سال انتشار سال 2000
- کد 23015
- فرمت فایل word
- تعداد صفحات ترجمه 14
- اصل مقاله لاتین رایگان است
- منبع Sciencedirect
- نام مجله Journal of Business Venturing
- وضعیت مدل مقاله مقاله دارای مدل تحقیق (مدل پژوهش) می باشد
- مترجم یا مترجمان علی نصیری
- حق ترجمه و تالیف سایت خانه مقالات ISI ایران
مشخصات کلی
چکیده فارسی
اگر چه ريسك نقشي اساسي در اغلب تصميمگيريهاي كارآفرينانه بازي ميكند، تحقيقات علمي كمي به عمل آمده است كه صراحتأ شرح داده باشد كه چقدر اجزاي ريسك، درك ريسك و تمايل طبيعي كارآفرينان به پذيرش ريسك، بر انتخاب ميان تصميمات بالقوه كارآفرينانه ميگذارد. در اين مطالعه علمي از گروه نمونهاي از كارآفرينان شركت هاي تند رشد آمريكايي خواسته شد كه بين تعدادي تصميم مخاطرهآميز فرضي انتخابهايي انجام دهند. نتايج نشان داد كه اينگونه انتخابها تحت تأثير ريسكهايي كه به طور ذاتي در هر تصميم جديد وجود دارد و نيز- همانطور كه در الگوي نتايج پيشبيني شده براي هر تصميم هم آورده شده است- تحت تأثير درك متفاوت كارآفرينان از اين ريسكها و تفاوت در تمايل آنها به پذيرش ريسك، صورت ميپذيرند.
هدف نمونه ما از كارآفرينان اين بود كه تصميماتي كه داراي سطح بالايي از «تغييرپذيري» در الگوي نتايج پيشبيني شدهشان هستند انتخاب نشود. اين اجتناب از «تغييرپذيري» در نتايج اين را نشان ميدهد كه تحليل حساسيت كه معمولأ براي شرح دادن جذابيت تصميمات جديد تجويز ميشود، ميتواند در ذات ريسك پذيري باشد و ميتواند سرمايهگذاران بالقوه را از سرمايهگذاري در شركتهاي آنان بازدارد. رويكردهاي جديد براي ارزيابي و ارائه ريسك بنگاه جديد، به غير از رويكرد سنتي بهترين حالت/ حالت مورد انتظار/ بدترين حالت ، ميتوانند به همان اندازه كه از طريق تحقيق بازار از ميزان احتمال پذيرش بازار از كالا يا خدمت جديد بنگاه ميتوان آگاهي يافت، مورد توصيه قرار گيرند.
همچنين تأثيري از تفاوت در تمايل ريسك ميان كارآفرينان بر انتخابهاي جديد پرمخاطره آميزشان يافتيم. اين تأثير اين مطلب را ارائه ميدهد كه نه تنها كارآفرينان بايد در برابر اعمال هر نوع تعصب در تصميمات پرمخاطره جديدشان محتاط باشند، بلكه سرمايه گذاراني كه از اين پس وارد بازار ميشوند نيز بايد ميزان تمايل كارآفرينان به ريسك پذيري را هنگام تصميمگيري براي سرمايهگذاري كاملأ مورد توجه قرار دهند.
سرانجام اينكه، در حاليكه نمونه ما از كارآفرينان تمايل به گريز از سطوح بالاي تغييرپذيري در انتخابهاي جديدشان دارند، آنها به پذيرش درجه قابل ملاحظهاي از خطر، يا بدترين نتيجه ممكن حاصل از تصميم جديد، اشتياق دارند كه شايد اين خطر پذيري ناشي از سودهاي چشمگير بالقوه باشد. به كارآفرينان توصيه شده است كه به دنبال يك درك صحيح از بدترين عواقب ممكن تصميماتشان باشند و استراتژيهايي را توصيه كنند كه احتمال نتايج مضر را كاهش دهد. به اين ترتيب آنها شانس براي موفقيت و جلب حمايت سرمايهگذاران و سايرين را در مراحل بعدي تصميم يا تصميمات پيامد از دست نخواهند داد.
تلاش مطالعه ما شرح دادن اينكه چگونه انتخاب هدف ما در واژه هايي همچون عملكرد اثر ميگذارد نيست، بلكه تعصبهاي آشكار كه بر تمايلات ريسك كارآفرينان در ارزيابي تصميمات تأثير مي گذارد را به عنوان يك مورد بالقوهي با اهميت كه شايسته كنجكاوي بيشتر است، نشان ميدهد. از يك سو چنين تعصباتي ميتواند به الگوهايي از تصميمات بهينه جزئي (suboptimal) منجر شود، از سوي ديگر نتايج ما نشان ميدهد كه سرمايه گذاران بايد اطمينان حاصل كنند كه در سرمايه گذاري در تصميمات جديد تمايل ريسك كارآفرينان (و شايد ساير ويژگيهاي شخصي او) با نيازهاي فرصت پيشآمده و اهداف سرمايهگذار مطابق داشته باشد. همانطور كه بسياري از سرمايهداران بنگاهدار گواهي ميدهند، مديريت تصميمات جديد پيشرو، در قلب تصميمگيري سرمايهگذاري آنها قرار دارد.
چکیده لاتین
Though risk plays a central role in most entrepreneurial decision making, little empirical research has explicitly examined how the elements of risk, risk perceptions, and entrepreneurs' propensities to take risks influence choices among potentially risky entrepreneurial ventures. This experimental study asked a sample of entrepreneurs leading America's fastest growing firms to make choices among a series of hypothetical new ventures. The results indicate that such choices are influenced by the risks inherent in the new ventures, as evidenced by the pattern of outcomes anticipated in each venture, the entrepreneurs' differing perceptions of those risks, and differences in their personal propensities to take risks.
The subjects in our sample of entrepreneurs tended not to choose ventures having a high degree of variability in their pattern of anticipated outcomes. This avoidance of outcome variability suggests that the sensitivity analyses commonly prescribed for examining new venture attractiveness may inhibit risk taking, and may deter potential investors from investing in their firms. New approaches to assessing and presenting new venture risk, other than the traditional best case/expected case/worst case approach, may be advisable, as well as sufficiently through market research to provide evidence of the degree to which market acceptance is likely for the venture's products or services.
We also found an effect of differences in risk propensities among entrepreneurs on their new venture choices. This effect suggests not only that entrepreneurs should be wary of any biases they bring to their new venture decisions, but that prospective investors should consider the degree to which entrepreneurs in whom they choose to invest are well-matched to the investors' own risk-taking propensities.
Finally, while our sample of entrepreneurs tended to shun high levels of variability in their new venture choices, they appeared willing to accept a considerable degree of hazard, or possible downside, in their new venture choices, presumably in pursuit of potentially significant gains. Entrepreneurs are advised to seek a clear understanding of the downside entailed in their proposed ventures, and develop strategies to mitigate the likelihood of adverse outcomes. Thus they will not jeopardize chances for near term success and attracting support of investors and others in later stages of the venture or in subsequent ventures.
Our research did not attempt to examine how our subjects' choices would have played out in terms of performance, but the apparent biases which entrepreneurs' risk propensities bring to their assessment of proposed new ventures is a potentially important issue that merits further scrutiny. On one hand, such biases may lead to patterns of suboptimal decisions. On the other hand, our results suggest that investors should entrust their new venture investments to entrepreneurs whose risk propensities (and perhaps other personal characteristics) best match the needs of both the opportunity at hand and the investor's objectives. As many venture capitalists attest, the management of a proposed new venture should lie at the heart of their investment decision.
ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺣﻮزه ﺷﻤﺎ
-
فرایند کارآفرینی و استراتژی: یک عملکرد بر مبنای تحقیقاتی در استانبول
-
ایجاد ارتباط بین برنامه ریزی بازنشستگی در خدمات مدنی و توسعه کار آفرینی در نیجریه
-
عوامل متشکله ( شکل دهنده ی) شرکت های تشریک مساعی (شرکتهای سرمایه گذاری مشترک)
-
تاثیرگذاری کارآفرینی اقتصادی دانشگاه های اروپا یک ارزیابی عملی ازسابقه ها ورابطه جایگزینی