خانه مقالات ISI ایران با گسترش موضوعات مرتبط با عناوین مختلف حوزه مدیریت قصد دارد تا در نشر مقالات حوزه مدیریت پیشتاز باشد در این بخش به موضوع بازاریابی ویروسی می پردازیم .


بازاريابي حسي استراتژي تعاملي تجربه محور


چكيده: 

سازمانها به طور سنتي بازاريابي را به عنوان يك واحد وظيفه‌ي مي پندارند كه موجب افزايش درآمد مالي مي شود با اينحال تكامل تدريجي تفكر مديريتي موجب گرديده است تا بازاريابي را به عنوان سيستمي كه داراي 2 بخش مهم است مورد توجه قرار دهند.

1-ساخت و تدوين استراتژي براي سازمانها 

2-علم رفتار مصرف كننده به عنوان يك انسان متمركز

با اين چهار چوب وقتي به بررسي پيشرفت ابعاد رفتاري بازاريابي مي پردازيم با اين ويژگي مواجه مي شويم كه بازاريابهاي سنتي هميشه براي ايجاد واكنشهاي دلخواه از جانب مصرف كننده گان به روشهاي رسانه اي و ميداني وابسته بوده اند در بازاريابي ميداني و رسانه‌ي انسان ها تصميم گيرندگاني استدلالي و مبتني بر عقل در نظر گرفته مي شوند كه نگاه بازارياب بر پرنگ كردن ويژگي هاي محصول دوخته شده است تا به مزاياي حاصل از آن براي مشتري.

در روزگاران جديد و عصر اشباع تبليغاتي مصرف كنندگان سلاح هاي مختلفي نظير كنترل از راه دور تلويزيون ودكمه حذف را يانه و غيره را براي حفاظت در مقابل هجوم امواج تبليغاتي و حذف پيامهاي غير قابل قبول در اختيار دارند. 

بازاريابها با ديدن اين تغيير پارادايم ،اقدام به تغيير رويكرد خودشان كرده و در پي جستجوي ابزارها و روشهاي خلاقانه تري براي تعامل و مواجهه با مصرف كنندگان شان بوده اند بازاريابي حسي كه در بخش ارتباطات بازاريابي مورد توجه محافل مرتبط قرار

 ميگيرد و از دل اين چالش ها سربرآورده و پاسخي به نياز بازاريابها براي برقراري ارتباطي دو طرفه هماهنگ با زندگي عادي مخاطب و بدون ايجاد مزاحمت مي باشد. اين مقاله بر بازاريابي حسي به عنوان رويكرد اصلي براي اجراي هدفهاي بازاريابي متمركز است. اين رويكرد حسي بر يك تعامل دو جانبه در زمان واقعي و بدون درنگ از يك تجربه‌ي زنده‌ي برند و در نتيجه ايجاد فرآيندي براي همبستگي عميق تر با مصرف كننده استوار است

واژگان كليدي: بازار يابي حسي، بازار يابي ميداني، تجربه زنده برند، كمپين

 

1-مقدمه

ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ابزارهاي ارتباط با مشتري هدف و درگيركردنشان بايك محصول يا برند، ضمن رعايت حريم خصوصي مخاطبان به نحو غير مداخله جويانه  و بدون فراهم آوردن مزاحمت براي وي به روشي دو جانبه و دو طرفه و به صورتي كه داراي ماندگاري در حافظه مشتري باشد به عنوان چالش بزرگ بازاريابي و تبليغات خود نمايي مي كند. 

در چنين شرايطي و از ميان اين چالش ها بازاريابي حسي سربلند كرده و در ميان حاميان بالقوه‌ي خود به پروراندن ارتباطات مربوط به برندها روي آورده است.

دراين مقاله خواهيم ديد كه چگونه ارزش افزوده بازاريابي حسي در تجربه هاي برند اشتغالي به روش چند حسي و با رويكردي تعاملي به سوي آگاهي از برند هدايت      مي كند و به اتصال يك ارتباط هيجاني با برند، در عمق ضمير بازار هدف منجر         مي شود اين ارتباط هيجاني، همان اتصال بين شخصيت و ارزش برند با احساسات مشتري است و نيازمند يك تجربه جذاب مرتبط به خواسته هاي مشتري و البته منبعث از شخصيت برند است. 

عصر جديد بازاريابي يعني عصر بازاريابي حسي مبتني بر ارائه يك تجربه‌ي       افسانه اي مرتبط با برند براي مشتري و هدف اين است تادر زندگي او به ارزشي افزوده بيانجامد و نهايتا به يادآوري برند از سوي مصرف كننده منجر شود آن هم نه به اين علت كه برند بلند فرياد زده بلكه به دليل آنكه تجربه اي فراموش نشدني براي مشتري فراهم كرده است.

مردم هر روزه در مورد تجربه هاي خود با يكديگر گفتگو مي كند چرا كه زندگي ،تركيبي ازتجربه هاي روزمره است تجربه ها واقعيت زندگي اند اگر فردي مطابق معمول به فعاليت روزانه‌ي خود مشغول باشد و دراين روال طبيعي با تجربه اي مثبت از برند مواجه شود آنگاه احتمال گفتگو و اشاره به آن تجربه با ديگر افرادي كه طي روز يا هفته ملاقات مي كنند بسيار خواهد داشت.

بازاريابي حسي يك متدولوژي خاص است كه به شدت و سرعت در حال دگرگون ساختن چهره بازاريابي است

تجربه‌ زنده‌ي برند كه يك ارتباط دو جانبه مرتبط با برند بين مصرف كنندگان و برندها است مي تواند به صورت چهره به چهره يا از راه دور به اجرا در آيد اين تجربه زنده كه براي به صحنه‌ي زندگي آوردن آنها و ارائه ارزش بيشتر به مصرف كنندگان طراحي      مي شود در مركز رويكرد بازاريابي حسي قرار دارد. ديگر كانالهاي ارتباطات بازاريابي ازاين تجربه زنده الهام مي گيرند و پيرامون آن، براي افزايش تاثير اين ايده‌ي بزرگ يكپارچه مي شود. 

 

2- بازاريابي حسي چيست؟

بازاريابي حسي فرآيند شناسايي و تامين نيازها و علائق مشتري به روشي سود آور است تا آنها را درگير ارتباطات دو جانبه اي كند كه شخصيت برند ها را به زندگي آورده و براي مشتريان هدف ،ارزش افزوده ايجاد كند .

بازاريابي حسي با طراحي و اجراي تجربه ي زنده برند براي مشتريان در پي به زندگي آوردن برند مي باشد تا سطح قابل قبولي از برند اشتغالي را در زندگي مشتري ايجاد كند 

بازاريابي حسي يك متدولوژي يكپارچه است كه مشتريان هدف را هميشه از طريق ارتباطات مرتبط با برند كه به ارزش بيشتر منجر مي گردد در علاقه و خواست خود درگيرنگاه مي دارد .

بازاريابي حسي نوعي بازاريابي است كه با مصرف كننده در سطوح گوناگوني ارتباط برقرار ميكند. اين سبك بازاريابي نه تنها مبتني بر ذهن هيجاني مصرف كننده ساخته و طراحي مي شود بلكه به ذهن شناختي و حسي وي نيز مربوط مي شود براي اينكه موضوع را ساده كنيم بايد بگوييم كه بازاريابي حسي بر يك تجربه تمام عيار مشتري از برند ومحصول و واكنشهاي وي پايه گذاري شده است.

به تفاوت فاحشي كه بين بازاريابي سنتي و بازاريابي حسي وجوددارد توجه كنيد: بازاريابي سنتي سعي مي كند تا فروش را بر پايه اظهار و ارائه مزيت ها و ويژگي هاي محصول انجام دهد در حاليكه بازاريابي حسي براي مصرف كنندگان اين امكان و فضا را فراهم مي آورد تا خودشان محصول را تجربه و آزمايش كنند وقتي بازاريابي حسي را به درستي اجرا كنيم مي توانيم ناظر بر توفيق آن در ايجاد وفاداري به برند و مروجين برند باشيم به عنوان بازارياب هميشه بايستي خود را در جاي مشتري بگذاريم و از خود بپرسيم آنها وقتي با خرده فعاليت هاي بازاريابي ما مواجه مي شوند چه فكر مي كنند و چه احساسي دارند. 

واقعيت دنياي امروز ما اين است كه افراد بيش از اندازه سرشان شلوغ است هر كس كه صبح از خواب بيدار مي شود يك فهرست از كارهاي در دست اقدام دارد و دوست دارد انها را به انجام برساند.

بازاريابي حسي بدون توقف افراد در انجام كارهايشان با ورود به روال عادي و طبيعي زندگي مصرف كنندگان شرايطي را فراهم مي اورد تا آنها برند ومحصول را در شرايطي مفرح و به ياد ماندني تجربه كنند. اين يك هدف كمپين بازار يابي حسي است.

نوع ارتباط با مصرف كنندگان هميشه از چالش هاي بزرگ بازاريابي بوده است در گذشته پيامهاي يك طرفه با همه مخاطبان با يك جمله و لحن و آهنگ حرف مي زد مسئله اينجا بود كه بازارها ماهيتا با يكديگر فرق دارند. مثلا يك نوجوان در برابر يك پيام خاص واكنش احساسي متفاوتي در مقايسه با يك بزرگسال از خود بروز مي دهد. 

امروزه مشتري مي خواهد درگير فرايند بازاريابي شركتها شود آنها نمي خواهند فقط يك شنونده  پيامهاي يك طرف شركتها باشند آنها مي خواهند با شركتها حرف بزنند اظهار نظر كنند، انتقاد كنند و.... اگر گوش شنوايي نباشد فكر مي كنيد امكان همراهي باز هم وجودداشته باشد؟

مطابق با اظهارنظر Berned Schmitt يكي از بزرگان بازاريابي حسي  و از استادان مدرسه عالي كسب و كار دانشگاه كلمبيا بازاريابي حسي با چهار ويژگي مهم قابل تمايز است. 

_ تمركز بر تجربيات مصرف كننده 

_ مصرف را يك تجربه به هم پيوسته و يكي دانستن 

_ به رسميت شناختن هر دو محركهاي عقلي و هيجاني براي خريد و مصرف 

_ استفاده از متدولوژيهاي گوناگون و متنوع 

بازارياب ها مي توانند از سازه هاي حسي استراتژيك براي ايجاد انواع مختلف تجربيات مصرفي براي مشتريان استفاده كنند. 

اين سازه هاي حسي كه در بازاريابي حسي مديريت مي شوند عبارتند ازتجربيات حسي SENSE تجربيات احساسي FELL، تجربيات شناختي خلاقانه THINK، تجربيات فيزيكي رفتار و سبك زندگي ACT و تجربيات هويت اجتماعي ناشي از ارتباط با يك گروه مرجع يا فرهنگ RELATE.

بنابراين بازاريابي حسي تنها نمايش گردهمايي، تست نمونه يا سمپلينگ نيست بلكه ايجاد تجربه هاي كلي است كه تجربه هاي افراد را به صورت يك سمفوني و اهنگ يا تصويري كلي يكپارچه مي كند. 

 

3- رويكردهاي سنتي اثربخشي خود را از دست مي دهند

بازارياب ها به نيكي دريافتند كه كانالهاي رسانه اي سنتي و ارتباطات يكطرفه در حال از دست دادن اثر بخشي خودهستند تغيير رويكرد بازاريابها براي تعامل با مشتري در كارهايي نظير بازارابي روابط CRM ، بازاريابي مسئوليت به خوبي مشهود مي باشد اين تغيير مسير بازاريابها متاثر ازدو پيشرفت اصلي در صحنه وسيع تر كسب و كار بوده است:

الف- توسعه همه جانبه فناوري اطلاعات و ارتباطات 

امروزه مصرف كنندگان پيش از هر زمان ديگر متكي به تكنولوژي و فناوري هستند عصر جديد اطلاعات اثبات كرده است كه مصرف كنندگان از طريق ابزارهاي بسياري نظير رايانه هاي تاشو، گوشي هاي موبايل و.... به اطلاعات دسترسي پيدا مي كنند و در شاهراه اطلاعات قرار مي گيرند امروزه هر مصرف كننده برابر است با يك شماره موبايل و يك آدرس ايميل كه از هر جاي دنيا قابل دسترسي است برخي حتي جلوتر هم رفته اند و وب سايت و  وبلاگ خود را براي ميزگردهاي گروهي راه اندازي كرده اند امروزه بسياري از سازمانها به افتتاح شعب خود در زندگي دوم اقدام مي كنند تا حتي قبل از آنكه بتوانند يك زندگي واقعي در مورد تصميم خريد بسازند تصرف اذهان مشتريان خود نائل آيند. پيشرفت تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي موجب شده است كه مردم و شركتها به يكديگر متصل شده و درايجاد يك جهان تجربي و حسي با يكديگر سهيم شوند. 

 

ب- برتري برندها 

سازمانها به سرمايه گذاري سنگيني در حوزه برند و ايجاد هويت براي كالاها و خدمات خود اقدام كرده اند امروزه ما داراي برندهاي سمبليك بسياري هستيم كه در پس طبقات محصول خود رشد كرده اند همراه با برند سازي موضوع  جنگ تعلق هيجاني نيز مطرح مي شود برندها به محصولات شخصيت و هويت مي بخشند و با ابعاد هيجاني مصرف كنندگان ارتباط و اتصال برقرار مي كنند امروزه برندها به شايستگي هاي اصلي سازمانهاتبديل شده اند تا آنجا كه قوت برند كالا يا خدمت فعلي به ديگر طبقات كالاها يا خدمات گسترش و تسري پيدا مي كنند. در دنياي كه برندها حاكميت دارند محصولات ديگر دسته اي از مشخصات وظيفه اي نيستند بلكه ابزارهاي براي  تهيه و گسترش تجربيات مشتري هستند.

4- مزاياي بازاريابي حسي 

بازاريابي حسي يك رويكرد شگفتي آور براي حضور شخصيت يك برند در زندگي روزمره است به طور مثال اگر مي خواهيد براي يك نوشابه انرژي زا با مشتريان هدف تيپ ورزشي يا افراد پر انرژي و با شخصيت برند فعال و پرجوشش به فعاليت بازاريابي حسي بپردازيد تجربه تعاملي با يستي مبتني بر همين ويژگيهاي پر انرژي بودن، فعال بودن نظير نوعي بازي پريدن بر روي تور آكروبات كه با نشانه هاي برند مورد نظر تزئين شده طراحي شود اين محصول به عنوان بخشي از تجربه اي كه از طريق امتحان كردن آن حاصل مي شود در اذهان مشتريان متمايز خواهد شد وتصوير برند از طريق تناسب رنگ منظره و احساس كردن مجموعه اي حسي ايجاد مي شود .

وقتي يك مصرف كننده با برند درگير مي شود وي با مجموعه اي از ادراكات در مورد ارزشهاي بياد ماندني آن برند تنها گذاشته شده و به طور خودكار اين محصول را با آن شخصيت (برند) در ادراك خود وابسته و مرتبط خواهد كرد .اگر چنين تجربه اي به نحوي اثر بخش هدف گذاري شد و مشتري هدف را پوشش دهد آنگاه خواهد توانست با هدفهاي الهام بخش و سبك زندگي مصرف كننده به عنوان يك ارتباط عيني و واقعي متصل شده و ارتباط برقرار كند و به تقويت ارتباط بين برند و خريدار منجر شود. 

بازاريابي حسي همچنين موجب حمايت و طرفداري از برند مي شوداين روش باعث تبليغات دهان به دهان از طريق توصيه هاي فردي مي شود كه حاصل احساس مصرف كنندگان دراثر ارزش افزوده تجربه زنده برند بوده و از طريق يك تعامل مناسب با آنها مرتبط شده است نتايج صريح اين روش تقويب ارتباط با برند، افزايش سطح وفاداري مشتري و در نتيجه يك رويكرد استراتژيك بلند مدت به دستيابي و حفظ سهم بازار است گاهي اوقات محصول ويژگي هاي و مزاياي جديدي كه فقط با تجربه كردن براي مصرف كننده قابل درك است را به نمايش در مي اورد و به همين علت هم تلاش هاي  بازاريابي حسي براين اساس قرار دارد تا بازديد كنندگان را به تجربه محصول تشويق كند. 

زماني كه با يك ايده بزرگ براي يك كمپين حسي مواجه هستيد براي اينكه بيشترين نتايج و ارزش را حاصل كنيد بايستي شخصيت برند و ارزشهاي برندرا به همراه الهامها و سبك زندگي مشتريان هدف در مركز اين فعاليت قرار دهيد منظور اين نيست كه ويژگي و مزاياي محصول اهميت ندارند بلكه وقتي تجربه هاي زنده برند به صورت چهره به چهره و رو در رو اجرا مي شود به ايجاد يك سكوي ايده آل براي نمايش ويژگي ها و مزاياي آن محصول منجر مي شود زيرا محصول در زندگي واقعي مصرف كننده به تجربه در ميآيد. 

يك كمپين بازاريابي حسي با آوردن شخصيت برند به صحنه‌ي زندگي مبين پيامهاي پيچيده و دقيقي مي شود كه رويكردهاي سنتي به راحتي قادر به انجام آن نيستند اين روش خصوصا از نظر ارتباط برقرار كردن با شخصيت و ارزش برندهاي پيچيده داراي اهميت است با اين روش مي توان با سبك زندگي مورد علاقه مشتري نيز ارتباط برقرار كرد. 

تجربه ها شخصيت برند را به زندگي مي آورند و اين كار را از طريق ايجاد شرايطي انجام مي دهند كه طي آن مصرف كنندگان با شركت در تجربه هاي دو طرفه و تعاملي به طور خودكار آن ارزشهاي حسي را با محصول و برند آن وابسته و مرتبط مي كنند با انجام چنين كاري مزاياي مهمي كسب مي شود كه يكي از آن ها تمايزي روشن و واضح است برخي محصولات هستند كه بايستي در يك بخش اشباع شده به رقابت بپردازند يعني در بخشي كه تمايز از طريق ويژگي هاي محصول كار سختي است با ايجاد يك تجربه ي برند كه يك ارتباط حسي با مصرف كنندگان هدف برقرار ميكند يعني مصرف كنندگاني كه احتمال وفاداري آنها به برند بيشتر است  شركت مي تواند سهم بازار خود را تثبيت كرده و از اتكا به فعاليتهاي چاشني فروش  خودداري كند. 

بازاريابي حسي در واقع يك رويكرد بسيار اثر بخش براي هزينه ها است چنانچه        هزينه هاي اجراي رويكردهاي سنتي را با هزينه هاي اجراي يك استراتژي حسي مقايسه كنيم معلوم مي شود كه وقتي تجربه زنده برنددر قلب كمپين قرار داشته باشد بازگشت سرمايه در دراز مدت بيشتر خواهد بود. 

5- عملكرد بازاريابي حسي  چگونه است؟ 

ايده اصلي بازاريابي حسي عبارت است از اينكه يك مشتري نمونه اي از يك كالا يا خدمت را استفاده مي كند و تجربه اش براي ديگران ثبت و ضبط مي شود نكات مهمي كه در مورد اثر بخشي يك كمپين بازاريابي حسي مطرح است عبارتنداز: تناوب، مدت،شفافيت، (روراستي و صداقت) انتخاب فرد مناسب.

_ تناوب: مطالب و اخبار در مورد برگزاري و روند كمپين بايستي به طور منظم ارائه گردد تا با افت علاقمندي مواجه نشويم يك دوره تكرار و تناوب خوب براي يك كمپين نمونه تقريبا هفته اي يكبار يا چهار دفعه در ماه است.

_ مدت : طول دوره كمپين بايستي براي افراد جامعه به اندازه كافي بلند باشد تا آنها شانس مواجهه به آن را داشته و آن را دنبال كنند براي اينكه يك كمپين بازاريابي حسي موجب ايجاد يك تكانه و حركت شود يك دوره حداقل سه ماه را بايستي براي ان در نظر گرفت

_ شفافيت: عدم صداقت و سرهم بندي كردن غالبا به عنوان ويژگي غالب بازارياب ها مطرح مي شود و اذهان را نسبت به آن مقشوش مي كند بازاريابي حسي با احتراز از تفكر برخي مكاتب بازاريابي، برمبناي ارزشهاي نظير صداقت و روراستي پايه گذاري شده است البته يك كمپين بازاريابي حسي داراي درجه مشخصي از دلرباني و فريبندگي همراه است.

_ انتخاب فرد مناسب: انتخاب فرد مناسب يكي از مهمترين گامهاي كمپين حساب مي آيد اين فرد بايستي به نحوي از بين مخاطبان هدف كالا يا خدمت انتخاب شود اين فرد بايد به  راحتي و از نظر مشتري راجع به تجربه خود از اين خدمت يا كالا بگويد . 

هنگامي كه ميخواهيم مفهوم اصلي كمپين بازاريابي حسي را ايجاد كنيم بايد  با ايده يابي و طوفان فكري به ايجاد آن پرداخت مدلي مرسوم به BETTER براي آسانتر و نظامندتر كردن اين فرايددر شش گام توسعه داده شده است كه به شرح ذيل ميباشد:

B: شخصيت برند (Brand personality)دو يا سه ارزش اصلي برند و ويژگيهاي شبيه انسان كه به منظور تشكيل شخصيت برند استخراج مي شود. 

E: ارتباط هيجاني (Emotinal connection)برند بايستي تلاش كند تا در يك سطح هيجاني با مشتريان هدف خود ارتباط برقرار كند اين كار از طريق تركيب عناصر چند حسي و سه ويژگي مهم يعني حقيقت داشتن ارتباط مثبت و مفهوم شخصي داشتن به بهترين وجه به اجرا در مي آيد. 

T:مشتري هدف: (Taryet audience)مشتري هدف هنگام توفان فكري و ايده يابي نقش كليدي دارد تحقيقات زيادي در مورد سبك زندگي مشتري هدف بايستي در برنامه وجودداشته باشد تا از تجربه اي مشخص براي افراد مشخص مطمئن شويم .

T: تعامل دوسويه (Two-way interaction) يك تجربه زنده‌ي برند به تعامل بين مصرف كنندگان و برند در زمان واقعي مربوط مي شود سه گام اول يعني شخصيت برند، ارتباط هيجاني و مشتريان هدف بايستي الهام بخش اين مرحله باشند. 

E: عنصر فزاينده (Exponential element) عنصر فزاينده بايستي به منظور تشويق شركت كنندگان به انتقال تجربه‌ي خود به ديگران و انتشار تبليغات دهان به دهان طراحي  شود. 

R: پوششReach: واضح است كه دسترسي به بيشترين پوشش براي يك كمپين بازاريابي حسي از اهميت حياتي برخوردار است پوشش اوليه تجربه‌ي زنده برند پوش تبليغات دهان به دهان و پوشش تركيبي كانالهاي تقويتي انتخابي بايستي مورد توجه و دقت قرار بگيرد كانالهاي تقويتي صحيح و مناسب بايستي اساسا به منظور گسترش پوشش تجربه‌ي زنده برند مورد استفاده قرار بگيرند وبدين ترتيب موجب درگير كردن تعداد بيشتري از افراد با مفهوم كمپين بشوند. 

6- اجراي موفق بازاريابي حسي 

 شركتها در تلاش براي اجراي موفق فعاليتهاي بازاريابي حسي با چالش هاي مواجه      مي شوند كه در صورت رعايت برخي نكات مي توانند احتمال فائق آمدن برانها را افزايش دهند توفيق كمپين هاي بازاريابي حسي را ميتوان با رعايت نكات زير تضمين كرد:

_ صرف زمان كافي براي ايجاد بينش در مشتري 

اختصاص زمان و پول كافي براي درك و شناخت محصول برند و مشتري ازاهميت بالائي برخوردار است بازاريابي حسي مبتني بر بينشهاي حقيقي مشتري معيد بيشترين فرصت ها براي كسب موفقيت خواهد بود اجراي اين مفهوم امكان پذير نيست مگر انكه بر بينش و بصيرت مصرف كننده اشراف داشت. بكار گرفتن اين بينش و بصيرت ها در سطحي كه بتوان آن را براي هر پنج حس ملموس و محسوس كرد ، ايجاد يك طرح يكپارچه و روشهاي درگير كردن اين حسها همگي نياز به دانش لازم طراحي و اجرا طي فعاليت هاي دقيق و طاقت فرسا دارد آنچه كه به عنوان تجربه زنده برند شناخته مي شود هزينه اي بيش از روشهاي سنتي به دنبال نخواهد داشت اما وقتي صحبت از اثر بخشي و ماندگاري در حافظه و ايجاد و خاطره اي خوش و مفرح به جاي مزاحمت در زندگي عادي مصرف كننده به بيان مي آيد بازاريابي حسي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد .

_ نيازهاي ذينفعان را شناسايي كنيد 

با اينكه مشتريان به عنوان منبع بينش و بصيرت بازاريابي بايستي مورد بيشترين توجه قرار بگيرند اما شناسايي ديدگاه  ها و نظرات ديگر ذينفعان نظير توزيع كنندگان ،        نصاب ها ،صاحبان امتياز و تامين كنندگان و .... از اهميت برخوردار است لذا داشتن بازخوردها مستمر از اين كانالها به منظورتمركز برآنچه كه براي شان مناسب است مهم ميباشد.

_ مشتري هنگام خريد كل شركت شمار را تجزيه مي كند 

 پيش نياز توفيق در اجراي كمپين بازاريابي حسي دراين است كه مطمئن شويم سازمان داراي درك كافي و توجه لازم به تجربه كلي از محصول مي باشد بازاريابي حسي همانند هر كانال ارتباطات بازاريابي بايستي فهميده شود و درست به كار گرفته شود بازاريابها بايستي ديگر افراد سازمان رادرگير اين تجربه كلي از محصول كرده و با همكار ي كليه اركان سازمان، نسبت به تحقق آن برآيند. تحقيق كردن تنها كافي نيست گرفتن گزارش مستقيم از مشتريان و درگير كردن بقيه افراد سازمان در شنيدن صداي مشتري وديده شدن فعاليت همكاران ديگر واحدهاي سازماني دراين فرايند موضوعي بس پر اهميت است. _ آموزش مستمر كاركنان براي توانمندي سازمان درارائه تجربه كلي از محصول مهم است

 اموزش نقش اساسي در موفقيته بكار گيري تكنيكهاي بازاريابي ايفا مي كند. در بيشتر طبقات محصول، فروشنده ها اين تجربه كلي را براي مشتريان فراهم مي آورند بنابراين ارايه اين تجربه بنحوي يكپارچه و يكنواخت در زمانها و مكانهاي گوناگون مي تواند موضوع مهمي باشد اموزش مستمر مي تواند بهترين روش براي كسب اطمينان از اين موضوع باشد.

 

  نتيجه گيري 

بازاريابي حسي به انقلاب در بازاريابي و كسب و كارجهان شبيه است بقا در رقابت هاي سرسختانه ،اجتناب از ورود به جنگ قيمت و به دست آوردن مزيتهاي مشتريان وفادار و ايجاد تبليغات دهان به دهان از سوي مشتريات هدف همه اينها موضوعاتي است كه بازاريابي حسي ميتواند پاسخ بدهد. 

در حاليكه رويكردهاي ثابت و قديمي بازاريابي نظير تبليغات سنتي به تدريج اثر بخشي خود را از دست ميدهند، بازاريابي حسي و مديريت تجربه ي مشتري وجوه اصلي تمايز در محيطهاي رقابتي كسب و كار هستند و جاده را براي يك دوره‌ي جديد اقتصادي كه در آن برندها و مصرف كنندگان از تعامل با يكديگر لذت مي برند صاف مي كنند آينده‌ي بازاريابي حسي اينگونه پيش بيني شده است كه روح و فلسفه‌ي آن در هر منظر ارتباطي برند با مشتريان هدف حلول پيدا كند و نهايتا به تغييري بيانجامد كه درآن برتري با يك تعامل دوسويه و همزمان باشد كه مشتري هدف را در مكان و زماني مناسب پوشش ميدهد. 


شما هم با انتشار این مطلب به نام سایت خانه مقالات ایران  از یکسو در حفظ امانت داری کوشا و از سوی دیگر در کمک به پیشرفت علمی ایران عزیز سهیم شوید.

 


free webpage hit counter