بدون شک بحث استراتژی و مدیریت استراتژیک یکی از مهم ترین و اساسی ترین مباحثی است که شرکتهای فعال در هر حوزه کسب و کاری برای بقا و دوام خود باید آن را به گونه ای جدی در نظر بگیرند چرا که در صورت نپرداختن به آن می توان گفت که آن کسب و کار جایگاه و کارایی خود را از دست داده و دیگر نسبت به رقبا و نیازهای مشتریان خود به صورت مطلوبی عمل نخواهد کرد. در دنیای تجارت و کسب و کار شرکتها همیشه در حال بازنگری و تدوین استراتژی های خود می باشند.

 

استراتژي

 استراتژي يك سازمان عبارت است از تدوين برنامه اي در جهت هدايت عمليات سازمان شامل كالاها يا خدماتي كه به مشتريان عرضه مي كند، تعيين اهدافي كه بايد تحقق يابند و بالاخره تعيين خط مشي هاي تدارك و تخصيص منابع براي دستيابي به آن هدف ها. بدين ترتيب استراتژيست سازمان ناگزير است كه از روابط متقابل بين فعاليت هاي مختلف سازمان تحت كنترل خود درك صحيح و عميقي داشته باشد.


تعاريف استراتژي

دانشمندان و صاحب نظران مختلف در سراسر دنيا تعاريف بسياري براي استراتژي ارائه داده اند كه در زير به برخي ازآنها اشاره شده است.

واژه استراتژي از ريشه يوناني strategema به معناي فرمانده ارتش مركب از stratos  به معني ارتش و ago به معناي رهبري گرفته شده است. مفهوم استراتژي ابتدا به معناي فن هدايت، تطبيق و هماهنگ سازي نيروها جهت نيل به اهداف جنگ در علوم نظامي به كار گرفته شد.

در فرهنگ لغت بريتانيكا استراتژي يعني هنر برنامه ريزي و هدايت عملياتي و براي اينکه از تاکتيک متمايز شود بايد داراي 3 ويژگي باشد: 

1- گستره عملياتي بيشتري دارد 

2- دوره زماني بلند تري دارد

3- جابجائي انبوه نيروها 

درتجارت نيزاولين بار اين مفهوم بعد از جنگ جهاني دوم در آمريكا و به رهبري فردي به نام روبرت مك نامارا معاون شركت فورد و بعدها وزير دفاع آمريكا در زمان كندي تقليد و به كار گرفته شد. 

گروه مشاوران بوستون استراتژي را امري مربوط به جايگاه سازمان در ميدان رقابتي مي گويند .از نظر گروه مشاوران مکنزي نيزاستراتژي عبارتست از درک ابعاد مختلف ساختار صنعت و مباني رقابت در آن يا به عبارتي جهت گيري کل سازمان و تعيين چنين جهتي مستلزم اين است که مديريت ارشد سازمان و تيم برنامه ريزي تفکر خود را روي مقصد استراتژيک سازمان متمرکز کنند تا  چگونگي رسيدن به آن. استراتژي تعيين كننده زمينه هاي فعاليت در محيطي پيچيده و پويا بوده و ابزاري است كه به عنصر انساني در يك نظام سازماني حيات بخشيده، افراد را به حركت وا مي دارد.

طبق نظر شاندلر در سال 1962 استراتژي عبارتست از يك طرح واحد، همه جانبه و تلفيقي كه نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصت ها و تهديدات محيطي مربوط ساخته دستيابي به اهداف اصلي سازماني را ميسر مي سازد. اندروز  در سال 1971 استراتژي را چنين تعريف مي كند: استراتژي عبارتست از الگوي منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشي هاي اصلي و طرح هايي جهت دستيابي به اهداف.

همچنين در سال 1971 وي بحث مي كند كه استراتژي يك فرايند تصميم گيري منطقي است  كه منابع شركت را با فرصت هاي فزاينده محيط رقابتي تطبيق مي دهد. 

مينتزبرگ نيز در سال 1987 تعريف كوتاهي راجع به استراتژي ارائه داده است. از نظر وي استراتژي عبارتست از الگوي به جريان انداختن تصميمات.

شاندلر و هافر(1979) دراين باره بيان كردند استراتژي يك نيروي واسطه گر بين سازمان و محيط است.

در تجارت امروز استراتژي به صورت سنتي به اين سئوال پاسخ مي دهد كه" چگونه ما مي توانيم در بازار رقابت كنيم و يك مزيت را حفظ نماييم؟ " 

استراتژي مورد نيازاست تا به اين سئوال پاسخ دهد كه" چگونه ما مي توانيم در يك روش حمايتي به مشتريانمان ارزش اضافه كنيم؟"

بنابراين موضوع استراتژي يك حوزه موضوعي بسيار پيچيده است و فهم و درك متفاوتي از استراتژي  وجود دارد كه محققان را از اينكه روي يك تعريف پايه موافقت كنند ناتوان مي سازد به طوريكه افراد بسياري كلمات استراتژي، برنامه، سياست  و اهداف را به جاي هم استفاده مي كنند. 

نبايد يك تعريف را بر تعاريف ديگر ترجيح داد اگر چه از برخي جهات رقيب و يا جانشين يكديگر هستند ولي دربيشتر جهات مكمل هم بوده و هر يك عنصر مهمي را به بحث راهبرد اضافه مي كنند. 


مفهوم برنامه ریزی استراتژیک 

امروزه اغلب بنگاه‌های اقتصادی با مفاهیمی همچون طراحی مدل‌های طرح تجاری (Business Plan) و ترسیم چشم‌انداز برنامه‌های اجرایی در یک افق مشخص آشنایی دارند، و ترسیم نقشه راه استراتژیک را یکی از ملزومات خود، برای ورود به بازار جهانی و حضور در عرصه رقابت با سایر بنگاه‌ها می‌دانند.

ترسیم چشم‌انداز، بیان مأموریت‌ها و تبیین اهداف، از جمله ضرورت‌هایی است که سازمان‌ها بدان اعتقاد داشته و در این رابطه با توسعه فرهنگ برنامه‌ریزی و توسعه قابلیت‌ها سعی بر اجرای مؤثر آن دارند. در همین رابطه نکته‌ای که ضروری به نظر می‌رسد، شیوه‌های دستیابی به اهداف می‌باشد که تحت تأثیر عواملی همچون جغرافیای محیط، پتانسیل اقتصادی سازمان، فرهنگ حاکم بر جامعه و برخی عناصر دیگر می‌تواند متفاوت ترسیم گردد. شیوه‌هایی که نیازمند مطالعه، ارزیابی و شناخت از بازار و وضعیت موجود سازمان، در طراحی و ترسیم نقشه راه، برای دستیابی به اهداف مشخص شده در چشم‌انداز می‌باشد. به بیانی دیگر می‌توان این‌گونه اظهار نمود که مفهوم برنامه‌ریزی استراتژیک، زاییده فضای رقابتی و محدودیت منابع است. رقابت و محدودیت منابع با رویکردهای خاص خود از جمله محورهای اصلی و زیر بنای برنامه‌ریزی استراتژیک به‌شمار می‌آیند. انسان در جهانی پر از محدودیت زندگی می‌کند. محدودیت منابع مالی، محدودیت‌های زمانی و محدودیت قوای فکری، برخی از وجوه بارز این شرایط هستند. صرف منابع محدود بر موضوعات غیر اصلی، جریمه‌اش واگذاری میدان رقابتی به رقیبی است که منابع (محدود) خود را بر روی موضوعات اصلی متمرکز کرده است. موضوعاتی که نتیجه‌اش مزیت‌های بیشتری (نسبت به رقیب) را به همراه دارد. این مفهوم را می‌توان نوعی (اقتصاد مدیریتی) تلقی نمود که هدف آن به حداکثر رسانی منافع در مقابل هزینه‌ هاست.



از آنجایی که مبحث استراتژی یکی از کاربردی ترین و مهمترین مباحث حوزه مدیریت می باشد، اکثر دانشجویان حوزه مدیریت در نوشتن پایان نامه های خود و یا مقالات علمی پژوهشی خود تمایل دارند تا در این حوزه مطالعه و پژوهشی ارایه نمایند. زیرا که هم موضوع موضوعی جذاب بوده و هم اینکه در دنیای کسب و کار طرفداران زیادی دارد.

شما می توانید در سایت خانه مقالات ISI ایران  که به عنوان یکی از تخصصی ترین سایت هایی می باشد که فقط تمرکز خود را در حوزه مدیریت فعالیت می نماید از طریق لینک زیر فایل جامع و کاملی را دسترسی داشته باشید که با عنوان طبقه بندي مدل هاي برنامه ريزي استراتژيک با تمرکز بر نوع سازمان می باشد این فایل که بخشی از پژوهش انجام شده در حوزه ارتباط بین مدل های برنامه ریزی استراتژیک و انواع سازمانها می باشد می تواند بسیار مناسب استفاده در فصل دوم پایان نامه های مدیریت،درس سمینار مدیریت و یا مقالات علمی پژوهشی باشد فایل دارای منابع کامل بوده و شما می تواند بخش رایگان آن را دانلود نموده و ملاحظه نماید.

لطفا برای مشاهده اطلاعات تحقیق بر روی لینک زیر کلیک فرمایید

لینک تحقیق طبقه بندي مدل هاي برنامه ريزي استراتژيک با تمرکز بر نوع سازمان


free webpage hit counter