سایت خانه مقالات ISI ایران ، در راستای انتشار مطالب حوزه مدیریت اقدام به انتشار مطالب زیر در خصوص سرمایه فکری نموده است از انجایی که این موضوع موردی جذاب برای انتخاب پایان نامه می باشد به این موضوع پرداخته ایم و امیدواریم مورد استفاده محققین و دانشجویان حوزه مدیریت قرار بگیرد.


سرمایه های فکری یکی از مهمترین دارایی های سازمانی است که امروزه در سازمان ها شناخته شده است. در نگرش های نوین مدیریت بهره گیری از دارایی های چون سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری  و سرمایه های ارتباطی در توسعه کسب کار ها نقش بسزایی دارد در این میان بانک ها به عنوان یکی از سازمان های خدماتی بهره گیری از چنین سرمایه هایی را در دستور کار خود قرار داده اند. از سوی دیگر مشتریان و ایجاد ارتباط مناسب با آنها و مدیریت این ارتباط نیز در بانک ها بسیار حائز اهمیت است اما سوال اساسی این است که چطور می توان با بهره گیری از سرمایه های فکری به عملکرد مطلوب در مدیریت ارتباط با مشتریان دست یافت .

دنياي امروز، اقتصاد سنتي را پشـت سـر گذاشـته و وارد اقتصـاد مبتنـي بـر دانـش شدهاست . اقتصاد مبتني بر دانش ، اقتصادي است که در آن توليد و بهـرهوري از دانـش ، نقش اصلي را در فرايندايجاد ثروت ايفا مي کند. يکي از ويژگي هاي متمايز اقتصاد مبنتي بر دانش ، جريـان هنگفـت سـرمايه گـذاري در سـرمايه انسـاني و فنـاوري اطلاعـات و ارتباطات است . اقتصاد مبتني بر دانش به گونه بالقوه منابع نامحدودي ارائه مي کند؛ زيـرا سرمايه انساني براي ايجاد دانش نامحـدود اسـت . دارايـي هـاي نامشـهود اقلامـي ماننـد قدرت، خلاقيـت و نـوآوري کارکنـان، تجربـه و مهـارت کارکنـان، رضـايت مشـتري، اطلاعات و دانش موجود در سازمان است که به سرعت مکمل دارايي هاي فيزيکي مي - شود (نمازي، ١٣٨٨: ٥). نداشتن ماهيت فيزيکي نمي تواند چيزي از دارايي بـودن اقـلام نامشهود کم کند. از اين رو، براي شناسايي اين اقلام بايد همان قواعد و مقررات مربـوط به همه ي دارايي ها را رعايت کرد. در بيانيه شماره ٥ از مفاهيم استانداردهاي حسابداري مالي ، در پاراگراف ٦٣ گفته مي شود که اگر يک قلم از دارايي ها داراي شرايط زير باشـد 

بايد آن را شناسايي (ثبت و گزارش) کرد: 

 (الف ) در قالب تعريف دارايي ها قرار گيرد و واحد تجاري بتواند از منـافع حاصـل از دسترسي به آن بهرهمند گشته و به تنهايي يا بـا سـاير دارايـي هـا جريـانهـاي نقـدي ورودي به وجود آورد، (ب ) مقدار آن قابل تعيين باشد، (پ ) از ديـدگاه تصـميم گيـري داراي اهميت و اثرگذار باشد و (ث ) قابل اتکـا (اعتمـاد) باشـد. در بيانيـه شـماره ٦ از مفاهيم استانداردهاي حسابداري مالي در پاراگراف ٢٥، دارايي ها اين گونه تعريـف مـي - شوند: منافع اقتصادي محتمل آينده را که يک واحد تجاري (به سبب رويـدادهاي مـالي و غير مالي گذشته ) مي تواند به دست آورد يا آنها را تحت کنترل قرار دهد. از ايـن رو، هر گاه منابع مالي نامشهود داراي اين ويژگي ها باشد بايد آن را به عنوان يک قلم دارايي شناسايي کرد، درست همانند اقدامي که در مورد يک منبع مالي مشهود به عمل مـي آيـد (هندرکسن ١، ١٩٩٨: ٢٤٦). همانگونه که اشاره شد دارايـي هـا، آن دسـته از منـابع اقتصـادي هستند که انتظار مي رود در آينده براي واحـد تجـاري سـودآور باشـند. در تعريـف سـرمايه فکري هم ذکر شده که اين سرمايه مي تواند براي ايجـاد ثـروت مـورد اسـتفاده واقـع شـود. 

بنابراين سرمايه فکري نوعي دارايي محسـوب مـي شـود. دانـش چيـز جديـدي نيسـت امـا پذيرشآن به عنوان سرمايه شرکت ، امـري جديـد اسـت (تـامس و لارنـس ٢، ٢٠٠٠: ٢٤٥). 

 

بنابراين در هزاره سوم ميلادي که در آن سرمايه فکري نه مالي ، زيربناي اصلي بـراي پويـايي و موفقيت آتي شرکت در اقتصاد دانش محور است ، لازم است منـابع اصـلي و محـرکهـاي عملکرد و ارزش در سازمانها به وسـيله مـديران تعيـين گردنـد؛ زيـرا افـزايش شـناخت و به کارگيري سرمايه فکري به سازمانها کمک مي کنـد تـا کـاراتر، اثـربخش تـر، پربـازدهتـر و نوآورتر باشند. افزون بر اين ، موفقيت رقـابتي شـرکت هـا بـه ميـزان کمتـري بـه تخصـيص راهبردي منابع فيزيکي و به ميزان بيشتري به مديريت راهبردي سـرمايه فکـري بسـتگي دارد (نمازي، ١٣٨٨: ٥). 


تعريف سرمايه فکري 

تاکنون تلاشهاي بسياري براي تعريف سـرمايه فکـري انجـام شـده و نويسـندگان زياديروي پارامترهاي اصلي آن به توافق رسيدهاند. نخستين تلاشهاي مرتبط با مفهـوم سرمايه فکري مرهون مجـلات مچـلاپ در سـال ١٩٦٢مـيلادي اسـت . امـا بـه لحـاظ تاريخي ابداع مفهوم سرمايه فکري به سال ١٩٦٩ توسط جان کنزگالبريـت   نسـبت داده مي شود. وي بر اين باور بود که سرمايه فکري چيزي فراتر از "تفکـر بـه معنـاي تفکـر  صرف" است و درجه اي از اقدام فکري را نيـز شـامل مـي شـود (بنتـيس  ، ١٩٩٨: ٦٥). 

 استيوارت  (١٩٩٧) بيان مي کند منابع فکري مانند دانش ، اطلاعـات و تخصـص ابـزاري براي ايجاد ثروت هستند و سرمايه فکري را به عنـوان ثـروت جديـد سـازمان تعريـف مي کند. مطابق با نظر ادوينسون و مالون   (١٩٩٧) شکاف موجود ميـان ارزش دفتـري و ارزش بازار شرکت تحت عنوان سرمايه فکري تعريف مي شود. در ادامه نمونه ای از تعاریف مرتبط با سرمایه فکری اورده شده است.

روس و روس (١٩٩٧) سرمايه فکري مجموع دارايي هاي پنهان شرکت است که در ترازنامه نشان داده نمي شود. بنابراين هم شامل آنچيزي است که در مغز اعضاي سازمان است و هم آن يچزي که پس از خروج افراد در سازمان باقي ميماند. 

بويسوت (١٩٩٨) حالت ها و تمايلاتي که در افراد و گروهها وجود دارد که در صورت بويسوت ١٩٩٨ برانگيخته شدن قابليت ايجاد ارزش افزوده را دارند. 

کاپلان و نورترون (٢٠٠٤) دارايي هاي نامحسوس شامل سرمايه انساني مانند مهارتها و دانش ، سرمايه اطلاعاتي مانند پايگاههاي داده، سيستم هاي اطلاعاتي و زيرساخت هاي فناوري ، سرمايه سازماني مانند فرهنگ ، سبک رهبري و توانايي تسهيم دانش است. 

استدلالها بر اساس ماهيت سرمايه فکري است . در واقع سـرمايه فکـري ارزش است که از صورتهاي مالي حذف شده و موجب شده سازمانها مزيت رقـابتي به دست آورند (چن، ٢٠٠٥: ١٦٢). نگاهي مختصر به تعـاريف سـرمايه فکـري نشـان مي دهد که نويسندگان هنوز بر سر يک تعاريف واحد توافق نظر ندارند. ولي بـا وجـود تنوعي که در تعاريف سرمايه فکري وجود دارد، تـوافقي بـر روي رويکردهـاي اقتصـاد محور و دانش محور وجود دارد، به طوري که تعداد قابل توجهي از محققـان سـه جـزء اصلي سرمايه فکري را سرمايه انساني ، سرمايه ساختاري و سـرمايه مشـتري (رابطـه اي) شناسايي کرده اند (ديميتريوس و جرجيوس ، ٢٠١١: ١٣٤). 


اجزاي سرمايه فکري 

بررسي ادبيات سرمايه فکري حاکي از آن اسـت کـه در بيشـتر الگوهـا سـه عنصـر سرمايه انساني ، سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري عوامل اساسي هستند. 

سرمايه انساني 

بسياري از نظريه پردازان معتقدند که سرمايه انساني  (HU) اولين و مهم ترين جـزء جزء سرمايه فکري است و تا به حال طبقه بنديهاي مختلفي ازسرمايه فکري ارائـه شـده  که همگي در جزئي به نـام سـرمايه انسـاني اتفـاق نظـر دارنـد. رو و روس (١٩٩٧) معتقدند کارکنان سرمايه فکري را از طريق شايستگي (مهـارت) و چـالاکي فکـريشـان (تفکر در مورد راهحل نوآورانه مسائل ) ايجاد مي کنند (روس و روس، ١٩٩٧: ٤١٨). در واقع اين سرمايه نمي تواند توسط بنگاههاي ديگر رونويسي شود، بنابراين منبعـي اسـت که داراي منافع رقابتي بادوام است و کارکنان با استفاده از خلاقيت هـا و همکـاريهـاي شخصي خود فرصتي را براي بنگاه فـراهم مـي کننـد تـا ارزش تجـاري بـه دسـت آورد (مجتهد زاده، ١٣٨٢: ٧٢). طبق تعريف سـازمان همکـاري و توسـعه اقتصـادي سـرمايه انساني عبارت است از "دانش ، مهارتها و نگرشها". بنابراين مدلي که بـراي ارزيـابي به کار مي رود مي بايست قابليت ارزيابي سطوح آموزش پرسنل و کيفيـت سيستم هاي آموزشي و به کارگيري آموزشها در سطوح فعاليت هاي سازماني داشته باشد (صياديان،١٣٩٠: ٢٧). روسلندر١ (١٩٩٧) بيان مي کند سرمايه انساني موجب گرديده کـه سازمانها تا حد زيادي به دانش و مهارتهاي کارکنان براي ايجـاد درآمـد و بهـرهوري متکي شوند.

سرمايه ساختاري 

به طور کلي سرمايه هاي انساني هر شب به خانه هايشان باز مي گردند. وظيفه مـديران ساخت دارايي هاي دانشي است که شب به خانه باز نگردند. اين مهم از طريـق سـرمايه ساختاري (SC) (شامل فناوريها، شبکه دادهها، انتشارات و فرايندها) انجـام مـي شـود (برون  ، ٢٠٠٢: ٣٨). ادوينسون (١٩٩٧) سرمايه هاي ساختاري را به عنوان منابعي جهـت حمايت از بهرهوري، کاهش ريسک و افزايش ظرفيت براي تجديد ساختار مورد توجـه قرار مي دهد (صياديان، ١٣٨٨: ٢٨). سرمايه ساختاري، محيطي ايجاد مي کند که دانش از طريق آن خلق و آماده ورود به بازار مي شود (اسويبي ، ١٩٩٧: ٤٧). سـرمايه سـاختاري يک سازمان بايد نقشه و راهنمايي براي دارايي هاي سرمايه فکري ايجاد کند.


سرمايه مشتري 

 يکي از ابعاد سرمايه فکري، سرمايه مرتبط با مشتري است . چن و همکاران (٢٠٠٤) سرمايه مشتري را در قالب قابليت بازاريابي ، شدت بازار و وفاداري مشتري طبقه بنـدي مي کنند. اين نگرش به نقش خدمات و تأثير آن بر روابط علـي بـين رضـايت کارکنـان ، رضايت و وفاداري مشتريان و عملکرد مالي تأکيد دارد (چـن ، ٢٠٠٤: ١٩٤). چنـانچـه بنگاه اقتصادي علاقمند به حفظ مشتريان فعلي باشد و از طرف ديگر بخواهـد مشـتريان جديدي جذب کند بايد براي آنها ارزش بيافريند.ايجاد ارزش براي مشتريان از طريـق کيفيت خدمات و قيمت هاي مبتني بر ارزش که انتظارات مشتريان را برآورده مـي کننـد، امکانپذير است .مشتريان جريانهاي نقدي عملياتي ايجاد مي کننـد و ايـن جريـانهـاي نقدي فراهم کننده ارزش اقتصـاديبراي بنگـاه و منـابعي بـراي بـرآوردن نيازهـاي سـاير ذينفعان است . بنابراين تعجب آور نيست که بنگاهها، منـابع قابـل ملاحظـه اي را صـرف کنند تا ارزش بيشـتري بـراي مشـتريان خلـق کننـد (مجتهـدزاده، ١٣٨٢: ٧٣). فورنـل  (١٩٩٢) در مطالعات خود دريافته است که رضايت مشتريان مـي توانـد انعطـافپـذيري قيمت محصول را کاهش دهد و اعتبار يک شرکت را افزايش دهد. به طور کلي ، سـرمايه مشتري (به عنوان واسطه در فرايند سرمايه فکري) در تبـديل سـرمايه فکـري بـه ارزش بازار و در نتيجه عملکرد کسب و کار سازمان، عامل تعيين کننده اسـت . بنـابراين ، رشـد سرمايه مشتري به حمايت از سرمايه انساني و سرمايه ساختاري بستگي دارد (قلـيچ لـي ،83 :1384).


الگو های اندازه گیری سرمایه های فکری :


 

الگوي رهياب اسكانديا

الگوي شاخص سرمايه ي فكري

الگوي تكنولوژي بروكینگ

الگوي نمايشگر دارايي هاي نامشهود

الگوي كارت امتيازي متوازي 

 


 


free webpage hit counter