ادبیات تحقیق بهره وری



1-1 بهره وری

انسان از دیر باز، در اندیشه استفاده مفید و کارا و ثمربخش از توانایی‌ها، امکانات و منابع در دسترس خود بوده است. در عصر کنونی این امر بیش از هر زمان دیگري مورد توجه جدي قرار گرفته است. محدودیت منابع در دسترس، افزایش جمعیت و رشد نیازها و خواسته‌های بشر باعث شده که دست‌اندرکاران عرصه اقتصاد، سیاست و مدیریت جامعه و سازمان‌ها، افزایش بهره‌وری را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند (طالقانی و همکاران، 1390). افزایش بهره‌وری، موجب رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی بیشتر می‌شود. با بهبود بهره‌وری شاغلان، به دستمزد بیشتر و شرایط کاری مناسب‌تری دست خواهند یافت و درعین حال، فرصت‌های شغلی بیشتری تولید خواهد شد. بهره‌وری بالاتر، از یک سو موجب افزایش کیفیت کالاها و در عین حال کاهش قیمت‌ها شده، و از سوی دیگر، سود سهامداران را افزایش می‌دهد. معیار توسعه یافتگی هرکشوری به میزان بهره گیری مطلوب و بهینه از منابع و امکانات موجود در جهت نیل به اهداف اقتصادی ان، تعریف می‌شود. این موضوع بیانگر جایگاه ویژه بهره‌وری در سیاست‌های کلان توسعه اقتصادی کشورهاست. نقش مثبت بهره‌وری در افزایش رفاه ملی اکنون به طور قطعی پذیرفته شده است. از آن جا که بهره‌وری، عاملی برای رشد تمام معیار های زندگی به شمار می‌اید، رشد بهره‌وری، نباید تنها اهداف تجاری و افزایش سود در کسب و کار را مد نظر داشته باشد؛ بلکه باید تمام جوانب زندگی و همه بخش‌های جامعه را در بر بگیرد (راتکاسکیس و پالاویتن ، 2005: 29).

 

1-1-1- تعریف بهره وری

بهره‌وری به معنای افزایش دائمی و مستمر نسبت ریاضی بین نتایج به دست آمده به منابع به کار رفته و مصرف شده است. واژه بهره‌وری براي نخستین بار به وسیله فرانسوا کنه ریاضیدان و اقتصاد دان طرفدار مکتب فیزیوکراسی (حکومت طبیعت) بود به کار برده شد. کنه با طرح جدول اقتصادي، اقتدار هر دولتی را منوط به افزایش بهره‌وری در بخش کشاورزي می‌داند . در سال1883 فرانسوي دیگري به نام لیتره بهره‌وری را دانش و فن تولید تعریف کرد (طالقانی و همکاران، 1390).

در سال1950 سازمان همکاري اقتصادي اروپا به طور رسمی بهره‌وری را چنین تعریف کرد: بهره‌وری حاصل کسري است که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید به دست میاید. بدین لحاظ می‌توان از بهره‌وری سرمایه، مواد اولیه و نیروي کار صحبت کرد. در اطلاعیه تشکیل مرکز بهره‌وری ژاپن در سال1955 در ارتباط با اهداف ناشی از بهبود بهره‌وری چنین بیان شده است: حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروي انسانی و سایر عوامل به روش‌های علمی به طوری که بهبود بهره‌وری به کاهش هزینه‌های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و باﻻ رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجر شود. از دید مرکز بهره‌وری ژاپن، بهره‌وری یک اولویت و انتخاب ملی است که به افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر منجر می‌شود. مرکز بهره‌وری ژاپن از زمان تاسیس آن در سال1955 نهضت ملی افزایش بهره‌وری در این کشور را تحت سه اصل رهنمون ساز به جلو هدایت نموده که عبارتند از: افزایش اشتغال، همکاري بین نیروي کار و مدیریت و توزیع عادلانه ثمره‌های بهبود بهره‌وری در میان مدیریت، نیروي کار و مصرف‌کنندگان (طاهری، 1378). سازمان بین المللی کار، بهره‌وری را به عنوان نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، نیروی کار و مدیریت) تعریف می کند (رحیمی کیا و همکاران،1390).

در مجموع می توان دریافت که بهره‌وری، نسبت میان مقدار کالا و خدمات تولید شده (برون داد) و میزان منابعی که برای تولید آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته (درون داد) است را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این تعریف منابع شامل همه منابعی که برای مدیران قابل دسترسی هستند (اعم از نیروی انسانی، سرمایه، مواد خام تولیدی، زمان، علم و فناوری‌های نوین و...) است (سرتو ، 2002: 443).

 

1-2- بهره‌وری در سازمان‌

بهره‌وری در سازمان به استفاده بهینه از نیروي انسانی و منابع مادي موجود اشاره دارد. اگر چه عملکرد به طریقی بهره‌وری را تعیین می‌کند، اما این دو،یکی نیست. عملکرد نشان می‌دهد که تا چه حد به هدف نزدیک شده‌ایم . یعنی کمیت و کیفیت بازده بدست آمده را بیان می‌کند. اما بهره‌وری در سازمان فرایند سلسله اقدام‌ها و فعالیت‌های هماهنگ و برنامه ریزي شده به منظور بهبود وضعیت موجود برنامه‌ها و استفاده بهتر و اثر بخش تر از استعدادها ، امکانات و تجهیزات فضاها و اماکن است. این اقدام‌ها و فعالیت‌ها در قالب برنامه‌هایی مدرن طراحی و اجرا می‌شوند. کارایی  و اثربخشی  دو مولفه مهم بهره‌وری هستند. در برخی از تعاریف بهره‌وری به دو مفهوم کارایی و اثربخشی اشاره شده است و بهره‌وری را حاصل جمع این دو دانسته‌اند. به طور خلاصه در مورد تعریف اثربخشی و کارایی به عنوان مفاهیمی اصلی در شناخت بهره‌وری می‌توان گفت اثربخشی به طور سنتی به عنوان تحقّق اهداف یک سازمان و کارایی به عنوان استفاده درست از منابع تعریف شده است. با توجّه به این دو تعریف، می‌توان بهره‌وری را درست انجام دادنِ کار درست تعریف کرد که دو مفهوم کارایی و اثربخشی را با هم در برمی گیرد. در کارایی چگونگی و نوع برنامه‌ها و فعالیت‌ها و صحیح انجام دادن آن‌ها مطرح است و در استفاده بهینه از همه منابع و عوامل در دست یابی به اهداف مطلوب، یعنی مطلوبیت در تخصیص منابع مورد توجه است . چلادوریا (1999) گزارش داد یک سازمان زمانی کارایی دارد که میزان خدماتی که به کارکنان و مشتریان خود ارائه می‌دهد بیش از مجموعه تعداد نیروي انسانی ، میزان سرمایه ، وسایل و تجهیزات و دیگر وسایل بکار گرفته شده باشد. در اثر بخشی برنامه هاي سازمانی ، فعالیت‌های مقید و موثر انتخاب می‌شود که دستیابی به اهداف مصوب ممکن می‌شود . هر چند آرزوي تمامی مدیران حداکثر نمودن بهره‌وری واحد محل تحت امر خود است ، اما ﻻزمه تحقق بخشیدن به این مهم آن است که نخست به همه عوامل موثر در بهره‌وری آشنا باشد و آن‌ها را در عمل بکار گیرد (کاوسی و همکاران، 1391). نیروری انسانی از جمله مهم ترین این عوامل محسوب می شود. 

بهره‌وری نیروي انسانی عبارت است از استفاده بهینه از نیروي انسانی در جهت پیشبرد اهداف سازمان. عامل نیروي انسانی به عنوان یکی از سرمایه‌های با ارزش هر سازمان که از یکسو به طور مستقیم در تولید کاﻻ و خدمات شرکت می‌کند و از سوي دیگر به عنوان یک عامل ذیشعور و هماهنگ‌کننده سایر عوامل تولید شناخته شده و جایگاه ویژه‌ای در بین سایر عوامل دارد. بنابراین، بررسی عوامل موثر بر ارتقاء بهره‌وری نیروي انسانی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (طالقانی و همکاران، 1390). 

 کارکنان سرمایه‌های با ارزش هر سازمان هستند. دستیابی به هدف‌های هر سازمان در گرو مدیریت درست این منابع با ارزش است. نیروي کار عامل مهم و موثر در بهره‌وری است. نیروي کار اگر با آرامش خاطر و انگیزه قوي، اشتغال به کار داشته باشد و به دﻻیل گوناگون از آینده واهمه نداشته باشد، بهره‌وری باﻻتر خواهد داشت. مجموعه ای از عوامل و ارزش‌های حاکم بر سازمان، بر روي بهره‌وری نیروي کار موثر هستند. مهمترین عاملی که بر روي بهره‌وری نیروي کار تاثیر دارد، انگیزه نیروي کار در انجام کار است. عواملی که بر روي انگیزه نیروي کار تاثیر دارند به دو دسته کلی، مادي و فرهنگ سازمانی وابسته هستند. عوامل مادي به میزان حقوق و دستمزد افراد در مقایسه با سطح قیمت‌ها در جامعه و براورد نیازهاي اولیه افراد (نیازهاي مازلو) بستگی دارد و عوامل فرهنگ سازمانی به این مسئله می‌پردازد که جو مدیریتی و فضاي سازمان براي کارگران چگونه است؟ یعنی مدیریت سازمان امکان بروز عقاید و افکار نو را به زیردستان خود می‌دهد یا خیر؟ آیا معیار انتخاب و به‌کارگیری افراد در مشاغل بر اساس شایستگی‌ها و صلاحیت‌ها است یا اینکه معیار صرفا بر اساس داشتن رابطه و اطلاعات محض است؟ آیا سیستم تشویق و تنبیه عادﻻنه در سازمان وجود دارد؟ میزان مشارکت در سازمان چقدر است؟ مدیران تا چه میزان محیط را براي انجام کار جذاب نموده‌اند (ابطحی و کاظمی، 1380).

 

1-9- عوامل موثر بر ارتقای بهره وری

از انجا که افزایش و رشد بهره‌وری یکی از اساسی‌ترین راههاي دستیابی به تولید بیشترو به دنبال آن تامین رفاه و بهزیستی افراد در جوامع است، شناخت عوامل موثر بر افزایش بهره‌وری از آرمانهاي اصلی محققان و پژوهشگران در این زمینه بوده و هست. مقاﻻت و پژوهشهاي مربوط به دوران کلاسیک‌ها، عوامل موثر بر بهره‌وری نیروي انسانی را مشتمل بر مواردي چون شرایط محیط کار و مشوقهاي مالی می‌داند و به مدیران توصیه می‌کند که این عوامل را در راستاي بهبود بهره‌وری نیروي کار به کار برند. پس از ظهور مکتب روابط انسانی، عوامل انگیزشی غیرمادي نیز به مجموعه عوامل موثر بر بهره‌وری افزوده شد و به مدیران توصیه شد که به نیازهاي غیرمالی کارکنانشان نیزتوجه کرده واز طریق ارضاء این نیازها کارکنانی کاراتر داشته باشند. باوجود انکه نظریه اقتضاء در مدیریت، یک عامل خاص یا یک گروهی از عوامل مشخص را عامل بهبود دهنده بهره‌وری نمی‌داند، اما ضمن تاکید بر تنوع و تعدد نیازهاي انسان معتقد است راههاي مختلفی نیز براي ارتقاي بهره‌وری وجود دارد که باید حسب مقتضیات هر سازمان ان‌ها را شناخت و به کار بست. از راهکارهاي افزایش بهره‌وری می‌توان به تامین نیازهاي اساسی کارکنان، مشارکت کارکنان در تصمیمگیري، سبک رهبري مشارکتی مدیر، فعالیتهاي گروهی کارکنان در محیط کار، پرداخت مزایاي جانبی به کارکنان و سیستم مناسب ارزشیابی در محیط کار اشاره کرد. درجهت تاثیر هر یک از این راهکارها در افزایش بهره‌وری به وضعیت موجود شرکت در آن زمینه وضرورت پرداختن به هریک از این موارد بستگی دارد، که باید به شکل ماهرانه¬ای شناسایی و اولویت بندي شده و برآن اساس اقدام شود. از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد (طالقانی و همکاران، 1390):

شناخت و توجیه شغل: هر یک از کارکنان باید از آنچه که باید انجام دهند، زمان و چگونگی انجام آن شناخت خوبی داشته باشند. براي افزایش شناخت خوب کار، کارکنان نیاز دارند از هدف‌های بلند مدت، اولویت‌ها و چگونگی کسب هر یک از ان‌ها آگاهی داشته باشند. انان باید بدانند چه هدف‌هایی در چه مواقعی بیشترین اولویت را دارد.  

حمایت سازمانی: منظور، حمایت یا کمکی است که کارکنان براي انجام دادن موفقیت‌آمیز کار به آن نیاز دارند. بعضی از عوامل کمکی عبارتند از: بودجه کافی، تجهیزات و تسهیلاتی که براي انجام دادن کار مناسب است. 

بازخورد عملکرد: منظور از این نوع بازخورد، ارایه غیر رسمی عملکرد روزانه فرد به او و همچنین بازدیدهاي رسمی دورهاي است. یک فرایند بازخورد موثر، کارکنان را در جریان چند و چون کارشان بر یک مبنای منظم قرار می‌دهد. 

مشارکت: مشارکت یک درگیري ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت‌های گروهی است که آنان را برمی‌انگیزد تا سازمان را براي دستیابی به هدف‌های گروهی یاري دهند و در مسئولیت کار شریک شوند. در این تعریف سه اندیشه مهم نهفته است. 

 لازم به ذکر است که بهره‌وری همواره معلول یک دسته متغیرهاي مداخله¬گر است. عواملی چون پایین بودن سطح کیفی انجام امور، ناکارامد بودن ساختار، ضعف نظامهاي مدیریتی، فقدان شایسته ساﻻري در مدیریت، فقدان بسترهاي فرهنگی مناسب براي اجراي طرحهاي مرتبط با بهره‌وری، نارضایتی شغلی کارکنان، فقدان ثبات شغلی مدیران و کارکنان، فقدان اعتماد میان مدیران و کارکنان، کمبود اموزشهاي مناسب و به روز در زمینه نظام بهره‌وری، نداشتن چشم انداز دور برد در مدیریت، روشن نبودن ماموریتهاي سازمان، کمبود اخلاقیات کاري در کارکنان، کمرنگ شدن نظام مشارکت کارکنان در درون سازمان، کیفی نبودن نظام مدیریت و دﻻیل دیگر، بهره‌وری را به صورت متغیري پیچیده درآورده است (طالقانی و همکاران، 1390).

 

1-3- تاثیر فناوري اطلاعات بر بهره‌وری

با نگاهی به موقعیت فعلی کشورهاي پیشرفته مشخص می‌شود که فناوري اطلاعات و تکنولوژي ارتباطات در پیشرفت وتوسعه همه جانبه آنان دخالت داشته است.از سویی دیگر، با توجه به ارتباط مستقیم و تنگاتنگ موجود میان توسعه و بهره‌وری می‌توان به روشنی اهمیت اطلاعات و فناوري اطلاعات را در مباحث حوزه بهره‌وری جستجو نمود. اطلاعات به منزله گنجینه دستاوردهاي انسانی،همچون کلیدي براي رشد دانش و فناوري، تصمیم گیري و مدیریت، تحقیق و توسعه ،تولید و اشتغال، اموزش و پرورش، برنامه ریزي و قانونگذاري و سرانجام ساختن جهانی نو که در آن حداکثر بهره‌وری در استفاده از نیروهاي بالقوه مادي و انسانی لحاظ شده است، می‌باشد. 

بدیهی است در اختیار داشتن اطلاعات جامع و استفاده از فناوري اطلاعات در زمان مناسب می‌تواند ضمن امکان افزایش خلاقیت و فناوري مانع از اتلاف منابع و دوباره کاریهاي غیر ضروري و نا خواسته و باﻻتر از همه تصمیم گیریهاي بی ثمرمی گردد. بی شک کارایی نظام اطلاع رسانی بهبود بسیاري از امور را به همراه دارد.در عرصه هاي اقتصادي فناوري اطلاعات تغییرات اساسی درنحوه مدیریت، فعالیتهاي تجاري، نحوه رقابت ان‌ها در بازارهاي خارجی و داخلی ایجاد نموده است و به مدیران بنگاههاي تجاري امکان می‌دهد تا از مقررات اقتصادي و مالیاتی، تکنولوژي تولید کاﻻ، ویژگیهاي مواد خام، شرایط استانداردها، جدولهاي زمانبندي تشریفات کنترل وتحویل کاﻻ، نوسانات بازار، رقبا و... در کمترین زمان بهره مند گرددند و با مطالعه و انتخاب معقول‌ترین راهکار، درصرف منابع اقتصادي، طبیعی و ذخایر انرژي به نتایج مطلوب‌تری دست یابند. با استفاده از فناوري اطلاعات بنگاههاي تجاري می‌توانند به راحتی با تامین کنندگان مواد اولیه ونیز با مصرف کنندگان در هر نقطه جهان ارتباط برقرارنمایند. فناوري اطلاعات بافراهم اوردن امکان دستیابی به اطلاعات دقیق وسریع از نیازها و سلایق مشتریان، پیش بینی وضعیت آینده وتصمیم گیري درمورد نوع تولیدات را راحتتر می‌سازد. محدوده کاربرد فناوري اطلاعات در بنگاههاي تجاري از فعالیتهاي پشتیبانی ازقبیل امورمالی وپرسنلی اغاز و به تدریج در سایر فعالیت‌ها از قبیل تولید گسترش یافته است. به علاوه فرصتهایی براي انجام امور بازرگانی از طریق تجارت الکترونیک فراهم اورده است. درهمین راستا با استفاده از فناوري اطلاعات، تسهیلاتی نظیر حفظ سوابق سهولت درانجام تغییرات، تسریع در امر آموزش و ارتباطات، تامین امنیت بیشتر داده‌ها، کاهش حجم بایگانی و...مهیا می‌شود. در جامعه امروز ابزارها و روشهاي اطلاع رسانی موجبات ارتقاء سطح دانش و آگاهی عمومی ونیز افزایش زمینه مشارکت مردم براي تحرك جامعه رافراهم اورده است.

 

1-4- بهره¬وری و آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات 

پیشرفت‌های جهان در فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث گسترش وسیع فرصت‌های یادگیري و دسترسي به منابع علمي و آموزشي شده است، به گونه‌ای که این امر با بازارها و روش‌های سنتي اصول قابل تصور نبوده است. به‌کارگیری فناوری اطلاعات در آموزش یا به عبارتي آموزش مبتني بر فناوری اطلاعات نه تنها موجب تسریع و تسهیل فراوان تعلیم و تعلم و همچنین ارتقاي سطح بهره‌وری کارکنان سازمان‌ها می‌گردد، بلکه در مفاهیم و مباني بسیار متداول روش‌های آموزش نیز تغییر و تحول بسیار زیادي را حاصل می‌کند (افشه و همکاران، 1390). ارتباط بین فناوری اطلاعات و آموزش با بهره‌وری نیروي انساني رابطه اي دو طرفه و لازم و ملزوم است. بدین معني که از یک سو بدون در اختیار داشتن نیروي انساني مهارت یافته که با روش‌ها، ادبیات و سواد رایانه اي آشنا بوده و مهارت‌های کاربردي آن را در اختیار داشته باشند، نمی‌توان به توسعه و بهره‌وری واقعي و پایداري ملي مبتني بر دانایي امیدوار بود. از سوي دیگر فناوری اطلاعات خود ابزار و روش مؤثر براي آموزش و افزایش بهره‌وری نیروي انساني می‌باشد (افشه و همکاران، 1390؛ دیولیور ،2009). امروزه آموزش و یادگیري متأثر از فناوری شده است به نحوي که بسیاري از پارادایم‌های آموزشي درحال تغییر می‌باشند. از آنجایي که نیروي انساني هر سازمان مهمترین عامل در هر سازمان می‌تواند باشد؛ بنابراین اولین عامل براي رسیدن به دگرگوني باید آموزش صحیح نیروي انساني براي یادگیري این فناوری‌ها و بالعکس کاربرد این فناوری‌ها در آموزش‌های مورد نیاز کارکنان باشد (افشه و همکاران، 1390؛ تامی ، 2008).

طبیعي است که براي استقرار تجهیزات مدرن آموزشي از ابزارهاي اینترنت و شبکه داخلي اینترانت و اکسترانت در زمینة آموزش، هر سازمان و یا مؤسسه آموزشي می‌بایست متحمل هزینه‌های بالایی گردد. لذا باید نسبت منافع فناوری اطلاعات را به هزینه‌هایی که می‌بایست انجام گردد مورد بررسي و مقایسه قرار داد (افشه و همکاران، 1390). همچنین پژوهش¬ها نشان می دهد توسعه مستمر فناوری اطلاعات از جمله آموزش‌های آنلاین و اهمیت دادن به ارتباطات باز و بدون بروکراسی باعث کاهش اضطراب و مقاومت در برابر نوآوری و همچنین ارزیابی فرایندهای رسمی و غیررسمی سازمان‌ها و دانشگاه‌ها و توسعه آن‌ها خواهد شد (افشه و همکاران، 1390؛ دورین و واچ ، 2009).

فناوری اطلاعات به تنهایی منجر به افزایش بهره وری نمی گردد، بلکه باعث ایجاد تغیییراتی در درون سازمان می شود که این تغییرت عامل افزایش بهره وری است (ددریک  و همکارن، 2003). از جمله این تغییرات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاهش ارتقاي هرم سازمان: کاربرد تکنولوژي پیشرفته اطلاعاتی باعث شده است که بسیاري از سازمان‌ها از سطوح متعدد مدیریت بکاهند. سازمانی که در لندن از این تکنولوژي پیشرفته استفاده کرد به جاي رعایت دقیق سلسله مراتب اداري سعی کرد به کارکنان و اعضاي اختیار بیشتري بدهد و سطوح مدیریت را از 13 به 4 کاهش داد. 

تمرکز و عدم تمرکز بیشتر: با توجه به دیدگاه مدیریت ، کاربر تکنولوژي پیشرفته‌ی اطلاعاتی می‌تواند موجب تمرکز یا عدم تمرکز مدیریت در سازمان شود. مدیرانی که می‌خواهند سیستم تصمیم گیري خود را متمرکز نمایند می‌توانند از این تکنولوژي استفاده کنند تا اطلاعات بیشتري گرد اورند و تصمیمات بیشتري بگیرند که این اغلب مسئولیت بیشتري در پی خواهد داشت. فلسفه مدیریت و فرهنگ سازمان در تعیین نتیجه کاربرد این تکنولوژي در جهت متمرکز یا نا متمرکز ساختن مدیریت نقش اصلی را ایفا می‌کند. 

 بهبود هماهنگی : شاید یکی از بزرگ‌ترین ر هاوردهاي تکنولوژي پیشرفته اطلاعاتی این باشد که مدیران حتی زمانی که دفاتر یا فروشگاه‌ها در نقاط مختلف دنیا پراکنده‌اند می‌توانند با یکدیگر ارتباط بیشتري برقرار سازند. سه روش حاصل از کاربرد این تکنولوژي (یعنی سیستم پیام دهنده الکترونیک ، سیستم اطلاعاتی مدیران و تشکیل میزگرد از راه دور) مدیران را قادر ساخته است تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و فعالیت‌ها و نتایج کار یکدیگر اگاه شوند. سیستم کامپیوتري کانال‌های ارتباطی جدید به وجود می اورد که مدیران می‌توانند با استفاده از ان به صورت یک گروه درایند و داراي رفتار گروهی گردند. این تکنولوژي در از میان برداشتن موانع به مدیران کمک می‌کند و نوعی احساس گروهی خلق می‌نماید که به هویت سازمانی یعنی همان چیزي که بیش از ان وجود نداشت راه می‌برد (کرنیکا ، 2004).

شرح دقیق‌تر وظایف : با کاهش وظایف اداري ، کاربرد این تکنولوژي موجب می‌شود که سیاست‌ها به صورت دقیق‌تر و شرح وظایف به گونه اي مفصل‌تر بیان شود. شرکت‌هایی که از تکنو لوژي اطلاعاتی استفاده می‌کنند شباهت زیادي به سازمانهاي خدماتی پیدا می‌کنند. پست‌های مدیریت اداري که پس از به کارگیري این سیستم اطلاعاتی باقی می‌مانند باید به صورتی اگاهانه تر عمل کنند، به کارهاي سنگین‌تر دست یازند و اماده حل مشکلات گوناگون شوند. 

افزایش کارکنان متخصص : کاربرد سیستم اطلاعاتی پیچیده نیازمند کارکنان بسیار اموزش دیده و حرفه اي است که بتوانند با این با این سیستم اموزش دیده و حرفه اي است که بتوانند با این سیستم کار کنند و ان را سرپا نگه دارند. در بیشتر موارد سازمان‌ها باید پس از به کارگیري این تکنولوژي کارگران غیر ماهر خود را با افراد ماهر و متخصص جایگزین نمایند. 

جریان افقی اطلاعات: بسیاري از سازمانهاي موفق دنیا با طراحی و توسعه پردازش گرهاي مرکزي کامپیوتري، سرویس دهنده هاي خودکار به کارکنان و مشتریان و به خدمت گرفتن سایر فناوری‌های نوین کامپیوتري، شبکه هاي کامپیوتري را در عرصه سازمان توسعه داده‌اند که می‌توانند به سرعت، اطلاعات را انتقال دهند. سیستم‌های پست الکترونیک، توسعه برنامه‌هایی به شکل نرم افزار براي ایجاد مدارك و اسناد الکترونیکی ایجاد شبکه هاي ارتباطی داخلی و همچنین توسعه اینترنت، انتقال اطلاعات را سرعت می‌بخشد. همه این موارد منتج به جریان افقی اطلاعات درون سازمان می‌شود. توسعه شبکه هاي کامپیوتري در سازمان، موانع سنتی که بر ر راه جداسازي بخشهاي مختلف سازمان وجود داشت را از میان برداشته و منجر به بهبود عملکرد، کارایی بیشتر، کیفیت بهتر، نواوري و پاسخ گویی مناسب به مشتري شده است (ایوانز ، 2006).

شواهد تجربی نشان می دهد که سازمان های با فناوری اطلاعات یکسان دارای عملکرد و بهره وری یکسانی هستند، گرچه بخشی از این تفاوت ها ناشی از ویژگی های ذاتی  سازمان هاست، اما بخش یززگ این تفاوت ها به اختلاف این سازمان ها در عملکرد مدیریتی آنها از جمله میزان تمرکز در فرآیند تصمیم گیری، آموزش های شغلی و طراحی فرآیند کاری وابسته است. سازمان های با فرآیند تصمیم گیری غیر متمرکز و فرآیندهای کاری مناسب دارای سطوح بهره وری بالاتری هستند (اسمیت، 2008). نتایج مطالعات تجربی و نظری نشان می دهد که تاثیر سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بر بهره وری به صورت غیر مستقیم و از طریق کاهش تمرکز در فرآیند تصمیم گیری و ارتقای فرآیندهای کاری صورت می پذیرد (فاریابی و تجویدی، 1390).

 

1-5- فرآیند تصمیم گیری غیر متمرکز

پژوهش‌های گوناگون نظري و تجربی بر مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم گیری به عنوان عامل اصلی افزایش بهره‌وری دﻻلت داشته و ارتباط مثبت و مستقیم این دو عامل را به نمایش گذارده است. پیشتازان بهره‌وری بر این باورند که بدون توجه به فطرت تکامل گرای انسان و نقش مشارکت و تعهد مثبت نیروي انسانی، نیل به فلسفه بنیانی بهره‌وری امکان‌پذیر نیست (طالقانی و همکاران، 1390). چندین مدل قابل درك از آثار مشارکت وجود دارد که از طریق روش‌های موثر، مشارکت را به بهره‌وری و رضایت مرتبط می‌کند. پیروان مکتب روابط انسانی از این مدل‌ها حمایت کرده‌اند. این نظریه‌پردازان مدعی هستند که مشارکت، به مراتب باﻻتري از خودیابی، احترام، استقلال و برابري منجر خواهد شد که به نوبه خود رضایت و روحیه را ارتقا می‌دهد. آن‌ها معتقدند که زمانی که زیردستان احساس مشارکت در کار داشته باشند یا مورد مشاوره قرار گیرند، نیازهاي نفسانی ان‌ها ارضا شده و بیش از گذشته همکاري خواهند داشت. مشارکت بر ویژگیهاي روابط کارکنان و مدیران اثر می‌گذارد و به مطالبی چون احساس با ارزش بودن، احساس دارا بودن هدف‌های مشترك و همکاري منجرمی شود (اعتمادی، 1379). مدیریت مشارکتی را فرایند درگیر شدن کارکنان در جریان تصمیم گیری‌ها عنوان می‌کند. این درگیري می‌تواند در سطوح تصمیم گیری و انواع مختلف تصمیمات صورت پذیرد. بنابراین شیوه مزبور به تسهیم قدرت متکی است و مدیران در آن قدرت خویش را با زیردستان تسهیم می‌کنند. در اینجا زیردستان حتی در تصمیم گیری‌های با اهمیت سازمانی نیز دخالت داده می‌شوند. بررسی‌های گوناگون نشان داده است که به دلیل گسترده‌تر کردن دامنه مشارکت در مدیریت نه تنها کیفیت کار بلکه راندمان و بهره‌وری افزایش قابل ملاحظه اي یافته و کارکنان بیشتر مساعی خود را براي توسعه و به‌کارگیری توانمندی‌های فکري معمول دارند (طالقانی و همکاران، 1390).

زمانیکه یک سازمان دارای ساختار غیرمتمرکز است، مدیران توان نظارت بر افراد بیشتری را خواهند داشت و حیطه کنترل آنها افزایش می یابد به این دلیل که کارکنان در یک ساختار سازمانی غیرمتمرکز دارای قدرت خود هدایتی بیشتری هستند. بنابراین با تعداد کمتر مدیران به ازای تعداد معین کارکنان، به طور قطع بهره وری سرانه افزایش خواهد یافت. فرآیند تصمیم گیری زمانی غیرمتمرکز خواهد بود که کارکنان غیر مدیریتی قدرت تصمیم گیری داشته باشند. فناوری اطلاعات از طریق افزایش آگاهی نیروی کار و مطلع سازی آنان، قدرت مداخله در تصمیم گیری را برای کارکنان به ارمغان می آورد (فاریابی و تجویدی، 1390). از سوی دیگر به منظور اینکه تصمیم گیرندگان بتوانند تصمیمات کارا و مناسبی را اتخاذ نمایند، باید امکان دسترسی به اطلاعات قابل استفاده و مفید به آسانی فراهم باشد (آلن و هلمز، 2006). فناوری اطلاعات ابزار کلیدی برای رساندن اطلاعات مورد نیاز به فرآیند تصمیم گیری است (اسمیت، 2008). 

ملویل  و همکاران(2004) به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات از طریق تمرکززدایی از فرآیند تصمیم گیری باعث افزایش بهره وری می شود. پژوهش ها نشان می دهد سازمان هایی که سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات را با تمرکز زدایی از فرآیندهای کاری ترکیب می کنند، بهره وری آنها حدود پنج درصد بیشتر از سایر سازمان هاست، اما سازمان هایی که بدون ایجاد نظام جدید تصمیم گیری، اقدام به سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات می نمایند دچار زیان خواهند شد. سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات به نظام مدیریت سنتی و سلسله مراتبی این امکان را می دهد که به یک ساختار بازتر و توأم با همکاری بیشتر تغییر یابد. مرکز مدیریت به افراد اجازه می دهد تا همجهت با منافع سازمان تصمیم بگیرند، زیرا این مشارکت در تصمیم گیری باعث می شود تا بهترین شخص، مسئولیت محوله را به بهترین نحو انجام دهد (فاریابی و تجویدی، 1390).  در مجموع فناوری اطلاعات از دو طریق باعث تمرکز زدایی از فرآیند تصمیم گیری و به دنبال آن افزایش بهره وری می گردد:

الف) فناوری اطلاعات از طریق افزایش آگاهی و اطلاعات نیروی کار، توانایی مشارکت در فرآیند تصمیم گیری سازمانی را برای آنها فراهم می نماید.

ب) فناوری اطلاعات از طریق تسهیل دسترسی به اطلاعات، امکان استفاده از بیشترین اطلاعات را فراهم نموده و از تمرکز بر اطلاعات محدود جلوگیری می نماید (چرنگن  و همکاران، 2004).

1-6- بهبود فرایندهای کاری سازمان

نقش فناوری اطلاعات در فرآیندهاي سازمان، از قبیل تولید و فروش، رشد چشمگیري داشته است. اولین نسخه هاي فناوري رایانه در ابتدا براي نگهداري اطلاعات عملکرد سازمان استفاده می‌شد؛ اتفاقات و فعالیتهاي روزها و هفته هاي گذشته را در اختیار مدیران قرار می‌داد. با توسعه سیستم‌ها و فناوري شبکه، امکان جمع اوري و استفاده از اطلاعات همزمان با رخداد ان‌ها فراهم شد؛ یعنی اطلاعات عملیات سازمان در لحظه وقوع از طریق شبکه در اختیار مدیران قرار می‌گرفت. بعدها بسیاري از مراحل ثبت دستی اطلاعات به روشهاي اطلاعات رایانه اي و اتوماسیون تبدیل شد و برخی مراحل کاري کارمندان نیزحذف گردید. سیستمهاي رایانه اي اکنون امکان مشاهده و نظارت بر عملکردها را فراهم کرده و خطاها و مشکلات کاري را قبل از وقوع به اطلاع کارمندان و مدیران سازمان می‌رسانند. بسیاري از فرایندهاي دستی قدیمی به طور کامل اتومات شده‌اند. این تحوﻻت موجب تغییرات مهمی در ساختار شغلی و تخصصی پرسنل شده است. فناوری اطلاعات موجب توسعه و بهینه عملیات داخلی سازمان‌ها، کاهش هزینه هاي داخلی و تسریع در امر تولید شده است.کاهش هزینه هاي فرصت سودآوری حتی در قیمت پایین‌تر براي محصوﻻت را نیز ممکن ساخته است. با سرعت عمل در رساندن محصول به بازار، دسترسی به سود سریع‌تر رخ می‌دهد.فناوری اطلاعات به یاري فرایندهاي بازاریابی و فروش آمده و سرعت عمل در بازاریابی را بهبود بخشیده است. اطلاعات دقیق‌تری از مشتري در اختیار عوامل فروش در سازمان قرارگرفته و نیاز مشتري به موقع تشخیص داده می‌شود (کاوسی و همکاران، 1391؛ زرگر،1382، ص 20). در مجموع تمامی این مباحث گواه بر این موضوع است که فناوری اطلاعات فرآیندهای کاری سازمان ها را متحول ساخته و آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داد است.

از سوی دیگر سازمان ها باید به طور مستمر فرایندهای کاری خود را مورد ارزیابی قرار داده و آنها را با توجه تغییر شرایط محیطی مجددا طراحی نمایند. مهندسی مجدد فرایندهای کاری  (BRP) روشی است که اصلاحات مهمی را در سازمان ایجاد نموده و باعث بهبود عملکرد کاری سازمان می شود. سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات یک ابزار مناسب برای بازنگری در فرایند کسب و کار بوده و سطح هم سویی فرایندها با اهداف سازمان را نشان می دهد. فناوری اطلاعات از دو کانال، طراحی مجدد فرایند کسب و کار را تحت تاثیر قرار می دهد:

الف) کاهش تعداد واسطه ها : کاهش تعداد مراحل میانی که در نهایت به محصول نهایی منجر می شود، یکی از اهداف اصلی طراحی مجدد فرایندهای کاری است. بهبود فناوری اطلاعات به سه طریق این مراحل را تقلیل می دهد:

ایجاد پایگاه اطلاعاتی که به صورت مشترک توسط تمام افراد سازمان قابل استفاده باشد

امکان فعالیت همزمان چند فرد بر روی یک طرح از طریق تجهیزات الکترونیکی 

امکان تبادل اطلاعات و جوه مالی

ب) افزایش درجه همکاری: دومین جزء طراحی مجدد فرایندهای کاری، افزایش همکاری بین بخش های یک سازمان است. (چرنگن و همکاران، 2004). فناوری اطلاعات از طریق ابزارهای ارتباطی الکترونیکی امکان ارتباط را افزایش داده و طراحی مجدد فرایندهای کاری را تسهیل می کند. زمانی که سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات توسط یک سازمان در برگیرنده یک فرایند کسب و کار خوب باشد، باعث افزایش بهره وری می گردد. زمانی که یک سازمان اقدام به سرمایه گذاری وسیع در فناوری اطلاعات می نماید، باید فرایندهای کسب و کار خود را مورد بازنگری و ارزیابی قرار دهد تا از میزان سازگاری فناوری با فرایندهای کاری آگاهی یابد. پژوهشگران دریافته اند که سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات اگر در کنار سایر سرمایه گذاری ها منجر به بهبود فرایندهای کاری سازمان شود، منافع سازمان را افزایش خواهد داد (فاریابی و تجویدی، 1390). برای مثال کودیبا (2004) نشان داد که زمانی یک سازمان بیشترین استفاده را سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات کسب می کند که فناوری اطلاعات در جهت بهبود فرایندهای کاری سازمان باشد. 

در مجموع این پژوهش قصد دارد تاثیرات سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بر بهره وری سازمان را مورد بررسی نموده و این راستا نقش میانجی عدم تمرکز در تصمیم گیری و بهبود فرایندهای کاری را در این رابطه مورد ارزیابی قرار دهد. 

 

free webpage hit counter