ارتباط سبک های تصمیم گیری و مزیت رقابتی 


تصمیمات استراتژیک

تصمیمات استراتژیک وسایلی هستند برای رسیدن به اهداف نهایی . این  تصمیمات شامل تعریف و تبیين نوع فعالیت سازمان ،تولیدات ،بازارها ،وظایفی که باید انجام داد ،سیاست های مورد نیاز سازمان برای پیاده کردن و اجرای این تصمیمات به منظور دستیابی به اهداف سازمان می باشد.

 ویژگی های تصمیم گیری استراتژیک 

برخلاف بسیاری از تصمیم های استراتژیک كه به آینده بلند مدت کل سازمان مربوط می شودو دارای سه ویژگی اصلی و اساسی است :

1)نادر بودن : تصمیم های استراتژیک اتفاقی هستند و مشخصاً سابقه ای برای پیگری و دنبال کردن ندارند.

2) نتیجه محور بودن: تصمیم های استراتژک منابع قابل توجهی را جذب می کنند و تعهد جدی سازمان را می طلبند.

3) هدایتگر بودن : تصمیم های استراتژیک را می توان در تصمیم های کم اهمیت تر و انتخاب اقدامات بعدی در سازمان مورد توجه و استفاده قرار داد.

الگوی کار آفرینی و مزیت رقابتی 


در این الگو ،یک رهبر پر قدرت از سوی سازمانش به گونه ای شجاعانه و با قبول خطر عمل می کند.این الگو ایجاب می کند که اختیار استراتژی سازی به یک فرد توانمند واگذار شود. در این صورت ،باید محیط مهار شود، سازمان به سوی رشد جهت گیری کند و استراتژی نیز به میل و با حرکت جسورانه کار سالار دگرگون شود. آشکار است که این شرایط ،شاخص سازمانهایی هستند که کوچک یا جوان (یا هم کوچک و هم جوان ) می باشند.

هزینه های هدر رفتنی آنها نازل است و لذا با حرکت جسورانه چیز زیادی از دست نمی دهند. سازمانهای نوپا به ویژه آنهايي كه سوابق کمی از خود به جای گذارده اند و تعهدات محدودی را انجام داده اند راه برای آنها باز است تا شمار زیادی از تصمیمات مهم را در ابتدای کار و به رسم کار سالارانه اتخاذ کنند . این طرز كار ممکن است ویژگی سازمانی باشد که دچار مشکلات شده است زیرا با اقدام جسورانه چیز زیادی از دست نمی دهدو در واقع این برایش تنها نقطه ی امید است. 

برای تأمین شرايط لازم  برای قدرت متمرکز ،سازمان یا باید بازرگانی باشد(اغلب در حالی که رئیس ارشد خود مالک است ) یا یک هیأت نهادی یا دولتی یا رهبری قدرتمند که از اختیارات برخوردار است داشته باشد .الگوی کارسالارانه را غالباً می توان در رهبری موهیتی یا فرهمند یافت.

کار آفرینی مفهوم و پدیده ای است که از گذشته های دور در شکل گیری و شکوفایی تاریخ و تمدن بشر نقش برجسته ای را ایفا نموده بگونه ای که میتوان ادعا نمود که مهمترین  تحولات بویژه در حوزه های اقتصادی - اجتماعی جوامع مختلف مرهون افکار ،اندیشه ها و رفتارهای نوآورانه انساهایی است که با تعهد، تلاش و پیشگامی در هماره تاریخ پرفراز و نشیب بشریت خطرات سنگین و سهمگین انجام یک فعالیت جدید اقتصادی را تحمل می نمودند.

کارآفرینی بعنوان رویکرد استراتژیک ،عامل مهم رشد و اعتلای ملتها و جوامع است . امروزه با توجه به تغییرات و تحولات شگرف و بنیادین و مستمر بویژه در حوزه های مهمتر زندگی یعنی اقتصاد و کسب و کار آن بعنوان یک الزام و ضرورت تلقی می شود.

به واسطه عاملیت تغییر و تحول توسط کارآفرینی ،که حاصل خلاقیت و نوآوری این پدیده می باشد ،از آن بعنوان مهم ترین عامل مزیت رقابتی بنگاهها ،ملتها و کشورها نام برده می شود.


 الگوی انطباقی و مزیت رقابتی 


در الگوی انطباقی که گروهی از تصمیم گیران بازرگانی و دولتی به توصیف آن پرداخته اند،سازمان با گام هایی کوتاه وناخواسته خود را با شرایط دشوار منطبق می کند.

لیند بلام این رویکرد را به هم آمیختن و پس از چندی ،«فزونی گام به گام »نامید و تشریح می دهد سیاست گذار پیرو انطباق،شرایط موجود را می پذیرد و در عین حال با فقدان هدف های روشن مواجه است . تصمیم های وی ماهیتاً درمان کننده اند. او با گام های کوتاه  به پیش می رود و هرگز خیلی فراتر از وضع موجود پای بر نمی دارد. بدین ترتیب، سیاست گذاری با محیط پیچیده خود کنار می آید.

به نظر سایرت و ماچ استراتژی گذار مورد اشاره  اگر چه در یک موسسه بازرگانی کار می کند ،برپایه شیوه ی شخصی عمل می کند. دنیای او پیجیده است و او می کوشد با آن سازگار شود. به نظر این دو نویسنده او این کار را به چند راه انجام می دهد. او آگاهانه از ابهامات دوری می جوید،گاهی با حل مسایل حساس به جای ابداع استراتژی های بلند مدت و گاهی نیز با سازگاری با محیط (مثلاً با ایجاد کارتل ها ). بعلاوه ،چون سازمان به توسعه ائتلاف منابع متفاوت مهار می شود،چنین مدیر استراتژی گذار باید تصمیمات خود را با هدف کاهش تعارضات بگیرد. او این کار را با بذل توجه دقیق به هدف های متعارض و دوری جستن از تناقض و ناهمنگی انجام می دهد.


الگوی برنامه ریزی و مزیت رقابتی


پیروان علم مدیریت و علم سیاست گذاری از الگوی برنامه ریزی سخن می گویند که بر پایه آن ،تحلیل های منظم برای برنامه ریزی استراتژی های مشخص و منسجم آینده صورت می گیرد.

«راسل اکاف» در کتابی كه در مورد  برنامه ریزی دارد سه ویژگی را برنامه ریزی بر می شمارد :

1- برنامه ریزی چیزی است که ما پیش از هر کاری می کنیم ؛یعنی تصمیم گیری مبتنی بر پیش بینی است.

2- برنامه ریزی هنگامی لازم است که موقعیتی که ما میل داریم در آینده بدان دست يابیم متضمن مجموعه ای از تصمیماتی باشد که متکی به یکدیگرند؛ یعنی با یک نظام تصمیم گیری مواجهیم .

3- برنامه ریزی فرآیندی است که در جهت ایجاد یک یا چند موقعیت آتی سوق داده می شود که دلخواه هستند و به نظر می رسد روی نمی دهند مگر کاری صورت گیرد.

برنامه ریزی رسمی ایجاب می کند که به مفهوم اقتصادی کلمه ،باآن منطقی و عقلایی برخورد شود یعنی با برخورد منظم به هدفهایی که با واژه های دقیق و کمی بیان شده باشند . عضو مهم در این فرآیند، تحلیل گر است که شیوه علمی خود را برای تهیه ی برنامه هایی رسمی و جامع به کار می گیرد.

 

free webpage hit counter