عوامل موثر بر اجرای  مناقصات  آنلاین بر اساس مدل سه‌شاخگی


در دنیای مبادلات و معاملات امروز، برای خرید کالا، خدمت و یا ایده از شیوه‌های رایج و موثر کسب و کار استفاده می شود و این شیوه‌ها زمانی موثر بوده که برنامه و تلاشی دائمی و هدفمند برای بهبود فضای کسب و کار توسط دولت و با همراهی و همکاری بخش خصوصی انجام پذیرد و فضای روانی جامعه را پویا و فعال سازماندهی کند. 

 عوامل متعددی در بهبود فضای کسب وکار نقش دارند. برخی از این عوامل عبارتند از: اطمینان از سیاستها، ثبات در سطح کلان، نرخ مناسب مالیات و تربیت نیروی ماهر. همچنین از جمله نقش های بهبود فضای کسب و کار می‌توان به موارد زیر نیز اشاره کرد (قاسمی، 1386، 13):

1- فراهم کردن فضای کسب وکار جهت تقویت و حمایت از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و جلوگیری از فساد و رانت و تبعیض. 2- توانمند‌سازی اقشار فقیر و محرومی که طی سالهای گذشته بدلیل شکست بازار، از روند فعالیتهای اقتصادی محروم یا منزوی شده‌اند. 3- رفع موانع رقابت 4- کاهش ریسک‌‌ها و هزینه‌ها.

از طرف دیگر، برای بهبود فضای کسب وکار درتمامی مشاغل، یکی از عالی‌ترین ابزارها راه‌اندازی تجارت الکترونیک می‌باشد، که علاوه بر مزایای فوق‌العاده برای تولید‌کنندگان و بازرگانان و... شاخصه اصلی آن در دسترس و منصفانه بودن قیمت ها برای عموم مردم می‌باشد. یعنی استفاده از ابزارهای تجارت الکترونیک شرایط و عوامل برای تولید کنندگان و توزیع‌کنندگان و.... را تسهیل نموده و با توجه به پایین آمدن قیمت واحد تمام شده کالاها، خدمات، ایده ها، بهره اصلی نصیب جامعه می‌شود و هزینه‌های زندگی پایینتر از شرایط فعلی خواهد شد و در نهایت، آحاد مردم از رفاه بیشتری بهره خواهند برد.

یکی از پایه‌های اصلی تجارت الکترونیک، مناقصات الکترونیکی (E-tendering) و آنلاین است که در دنیای مدرن امروز مرسوم بوده و هنوز در کشورمان در مراحل ابتدایی است. یعنی باید زیر ساخت‌های مناسب در سیستم کلان کشور طراحی و تعریف شود تا تمام نیاز‌های کشور از این طریق برآورده شود. وقتی تعداد فروشندگان کالایی در یک مناقصه الکترونیکی آنلاین به تعداد قابل توجهی نسبت به سیستم مناقصه سنتی یا استعلامی افزایش می یابد، رقابت واقعی‌تر شده و چنانچه خرید با قیمتی پایین‌تر صورت پذیرد، در نهایت این جامعه است که سود می‌برد. اینجاست که نقش تجارت الکترونیک و مهمتر از آن نقش مناقصات الکترونیکی آنلاین برجسته‌تر  می‌شود.

عملیاتی شدن مناقصات سنتی بر پایه فرآیندهای فیزیکی است، در حالی که تحقیقات اخیر نشان می‌دهد مناقصات مدرن سهولت، دسترسی و کارایی و در نهایت کاهش هزینه‌ها را برای جامعه در پی دارد. همچنین سرعت و شفافیت از نتایج سیستم مدرن می‌باشد و مجالی به رانت‌طلبان، سودجویان و فرصت‌طلبان جامعه نمی‌دهد. آگاهی دادن به جامعه و خصوصاً صاحبان صنعت و مدیران ارشد دولتی و به ویژه قوه مقننه، برای تصویب قوانین بروز و متناسب با مناقصات جهانی از ارکان اصلی تجارت امروز می‌باشد. همچنین در دهه‌های اخیر مزایای تبدیل مناقصات سنتی کاغذی به مناقصات الکترونیکی و آنلاین به یک موضوع مهم اقتصاد جهانی مبدل گشته است. از یک طرف تقاضای جهانی برای کالاها، خدمات و ایده‌ها همواره در حال افزایش است و از طرف دیگر یکی از بهترین و کارآمدترین عوامل موثر برای تهیه آنها، انجام مناقصات به شکل الکترونیکی و آنلاین است.                                

در راستای برجسته‌کردن نقش مناقصات الکترونیک جهت بهبود روند تجارت و نیز فضای کسب و کار، انجام مطالعاتی ضروری به نظر می‌رسد. بنابراین در این مطالعه به دنبال بررسی عوامل موثر بر اجرای نظام مناقصات الکترونیک بر اساس مدل سه‌شاخگی هستیم.

مدل سه‌شاخگی در طبقه‌بندی مدلها از نوع مدلهای منطقی است که بسیاری از مفاهیم، رویدادها و پدیده‌ها را می‌توان در قالب آن مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داد. بر اساس این رویکرد مسائل نظام تجارت الکترونیک را می‌توان از سه منظر ساختار، رفتار و زمینه مورد بررسی قرار داد. در اینجا با محور قراردادن رویکرد سه‌شاخگی و ترکیبی از سایر رویکردها تلاش می‌شود تا چارچوب مفهومی نظام مناقصه الکترونیک به دست آید. مسائل فرهنگی و سازمانی، از عوامل و مشکلات اساسی و پایه‌ای می‌باشند که جامعه را در معرض بحران قرار داده و موجب می‌شوند جامعه از رشد متناسب و سالم باز بماند. عناصر مدل سه‌شاخگی به شرح ذیل هستند:

-ساختار: همه عناصر، عوامل، شرایط فیزیکی و غیر‌انسانی می‌باشند که با نظم، قاعده و ترتیب خاصی به هم پیوسته و چارچوب، قالب، پوسته، بدنه و هیکل فیزیکی و مادی نظام اداری را تشکیل می دهد. ابهام در اهداف، قوانین و مقررات، پراکندگی خط‌مشی‌ها و سیاست‌ها و ماهیت ساختارها و ... از جمله علل ساختاری می‌باشد. (خنیفر، 1384، 128)

-محتوی یا رفتار: رفتار انسان و روابط انسانی می‌باشد که با نرم‌های رفتاری، ارتباطات (غیررسمی) و الگوهای خاص به هم پیوسته و محتوای اصلی نظام اداری را تشکیل می‌دهد. نگرش‌ها، ارزش‌ها، مفروضات و در نهایت ظهور رفتارهای متفاوت و ... محتوایی می باشد. (میرزایی، 1376، 305)

-زمینه یا محیط: تمام شرایط و عوامل محیطی بیرون از نظام اداری می‌باشد که بر نظام اداری محیط بوده و سیستم‌های اصلی بوروکراسی را تشکیل می‌دهد، از قبیل ارباب‌رجوع، دولت، فرهنگ و ... اجزای این شاخه هستند و بقا و رشد نظام اداری به آن وابسته است (خنیفر، 1384، 128).

 

 سابقه تحقیق :

مطالعات زیادی تاکنون در حوزه تجارت الکترونیک انجام شده است. اما در خصوص یکی از ابعاد مهم این بحث، یعنی مناقصات الکترونیکی و آنلاین مطالعه زیادی چه در داخل و چه خارج کشور انجام نشده است و این موضوع جایگاه نوظهوری در ادبیات تجارت الکترونیک دارد. از میان معدود مطالعات خارجی انجام شده در این زمینه، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود؛ 

به عقیده دالپانیا و همکاران  (2008) علی‌رغم اینکه بازارهای مزایده الکترونیک( B2G)  روشی است برای تأمین‌کنندگان تا فرصتهایی برای گسترش بازار برای مبادله فعالیتها ایجاد کنند، تلاش مشارکت‌کنندگان تایلندی برای فهم رفتار در این بازارها کم رنگ شده است‌. در این راستا آنها در مطالعه‌ای با عنوان «سوابق مشارکت تامین‌کنندگان تجارت با دولت (B2G) در بازارهای مزایده الکترونیک تایلند» به ارائه چارچوبی کاری برای تشریح هدف تامین‌کنندگان به مشارکت و میزان آن در بازار مزایده الکترونیک تایلندی پرداختند. آنها فرض می‌کنند مشارکت تامین‌کنندگان بستگی به انگیزه سازمانی و توانمندیهای آنها دارد.

ونگ‌لو و الشاوی  (2009) مطالعه‌ای با عنوان «موانع اجرای مناقصات الکترونیک در ساختار‌ تعاونیها: جامعه و فرآیندها» برای محیط‌های تعاونی کشور انگلستان انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد ساختار فرآیند مناقصه الکترونیک نسبت به مناقصه سنتی در محیط‌های تعاونی، بر اساس دو شاخص مردم و فرآیند، تفاوت چندانی ندارد. دلیل عمده این مسئله از نگاه این محققان می‌تواند چنین باشد که تغییرات سازمانی باید فرآیندمحور باشد و نه صرفاً تکنولوژی‌محور. بر اساس نتایج این مطالعه موانع بالقوه اجرای موفق مناقصه الکترونیک در صنعت انگلستان عبارتند از: جابجایی کارمندان، عدم‌استفاده موثر از IT، نگرش‌ها و تجارب قبلی درون محیط‌های تعاونی. این مطالعه پیشنهاد می‌دهد که ایجاد امنیت شغلی و حمایت از مدیریت خوب باعث افزایش اعتماد میان کارمندان و مدیران می‌شود. همچنین، منابع و آموزش کافی باید در دسترس کارمندان قرار گیرد تا آنها دانش IT خود را به تجربیات جدید کارآ تبدیل کنند. بنابراین، تغییرات لازم برای اجرای کارآی مناقصات الکترونیک باید در هر دو بعد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری انجام شود.

ایساک و همکارانش  (2010) در مطالعه‌ای با عنوان «مرحله فعلی توسعه B2G و خدمات الکترونیک  G2B در رومانی» ضمن تعریف ویژگی‌های خدمات B2G  و G2B به بررسی و تحلیل مراحل توسعه‌ این خدمات در رومانی پرداخته‌اند. آنها در تحلیل خود از رویکرد عام برای تعیین درجه توسعه خدمات عمومی آنلاین استفاده کردند و از رویکرد خاص برای بررسی کیفیت این نوع خدمات، بهره بردند. سیستم الکترونیک ملی (NES) مورد نظر آنها دارای سه مدل اصلی است: 1- مدل مسیریابی پیغام‌ها 2- مدل سیستم اطلاعات یکپارچه آژانس‌های دولتی 3- مدل مدیریت مصرف‌کننده.

اویی‌دران و اکین‌تولا  (2011) در مقاله‌ای با عنوان «مروری بر وضعیت هنر مناقصه الکترونیک» به ارزیابی وضعیت مناقصات الکترونیک در صنعت ساخت نیجریه پرداخته‌اند. آنها با استفاده از اطلاعات پرسشنامه‌ای حاصل از نظر مهندسین، معماران، پیمانکاران و پژوهشگران صنعت ساخت به بررسی مقطعی این موضوع تمرکز کردند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد نقصی کلی در  تسهیلات ضروری مورد‌نیاز برای اجرای مناقصات الکترونیک وجود دارد که ناشی از کارایی اندک آنهاست. وجود مافیای قدرت، عدم‌تخصیص بودجه مناسب به زیرساختهای مناقصه الکترونیک و زیرساختهای ارتباطی ضعیف از جمله مهمترین موانع اجرای مناقصات الکترونیک کارا به شمار می‌روند. همچنین، اثبات شد که تلاش دولت در جهت ایجاد تسهیلات بهتر برای پرتال‌های مبادله و بهبود پرتال‌های موجود، ناکافی است. لذا، متخصصان صنعت ساخت دچار دوگانگی شدید در اتخاذ تصمیم بین اجرای سیستم مناقصه سنتی و مدرن شده‌اند.

در داخل کشور نیز مطالعات زیادی در مورد تجارت الکترونیک  به ویژه موانع و اثرات تجارت الکترونیک در شرکت‌های کوچک و متوسط انجام شده است و محققان به ارائه راهکارهای مختلف در این زمینه پرداخته‌اند. از این میان، مطالعاتی که برای هدف ما قابل استناد‌تر بوده‌اند، در ادامه فهرست شده‌اند.

صنایعی و رضوانی(1380) در مطالعه‌ای توصیفی- تحلیلی با عنوان «تجارت الکترونیکی و دولت الکترونیکی» سعی کردند بر اساس تجربیات کشورهای توسعه‌ یافته مانند ژاپن و کشورهای در حال توسعه مانند تایلند و هند پیشنهاداتی برای رفع موانع تجارت الکترونیکی ارائه دهند. نتایج مطالعه آنها نشان می‌دهد یکی از عوامل ضروری برای گسترش پایدار و فراگیر شدن تجارت الکترونیکی، ایجاد دولت الکترونیکی است.

عزیزی و همکارانش (1384) در مطالعه‌ای با عنوان «شناسایی موانع و راهکارهای به کارگیری تجارت الکترونیکی» موانع تجارت الکترونیکی را در کوتاه‌مدت، کاهش سودآوری و در بلند‌مدت، احتمال حذف حیات آن می‌دانند. سپس پیشنهاداتی به عنوان راهکارهایی اجرایی برای رفع موانع تجارت الکترونیکی (EC) ارائه دادند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه و مصاحبه انجام شده است. نتایج مطالعه آنها نشان می‌دهد که موانع به کارگیری EC در شرکت ایران خودرو به ترتیب اولویت عبارتند از: عدم آمادگی و تمایل مشتریان، عدم آمادگی و قابلیت لازم در شرکاء، موانع رفتاری و فرهنگی، مشکلات فنی، عدم وجود فضای رقابتی مناسب.

بقایی راوری و مقدسی (1386) در مطالعه‌ای توصیفی با عنوان «ارائه یک مدل سه بعدی از چالشهای پیاده‌سازی تجارت الکترونیک» در سه دسته فنی، فرهنگی- اجتماعی و مدیریتی، سه فرضیه طراحی نمودند. این مطالعه با استفاده از شیوه کتابخانه‌ای و غیرکتابخانه‌ای (مصاحبه و پرسشنامه) و با فنون آماری تی- استیودنت، فریدمن و ضریب آلفای کرونباخ و نرم‌افزارSPSS  انجام پذیرفته است. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که تغییر شاخصهای ارزیابی توسعه و مهمتر از آن ضرورت تغییر سیاستهای کشورهای در حال توسعه برای رهایی از اقتصاد تک‌ محصولی، ایجاد پیش‌ نیازهای کسب و کار الکترونیک از چالشهای پیاده‌سازی تجارت الکترونیک در ایران است. راهکارهای ارائه شده توسط این نویسندگان به این صورت است؛ الف- اتخاذ یک رویکرد راهبردی از سوی مدیران ارشد دولتی. ب- ایجاد هماهنگی فرابخشی میان سازمانهای مختلف و متعدد دولتی. پ- محور قراردادن بخش خصوصی در اجرای طرحها و پروژه‌های ملی مربوط به تجارت الکترونیک. ت- تهیه و تصویب یک سند راهبردی دارای ضمانت اجرایی. ث- گسترش فرهنگ صحیح و موثر به کارگیری تجارت الکترونیک از طریق آماده‌سازی و بسترسازی فرهنگی. ج- اصلاح و تقویت زیر ساختهای فنی کشور. چ- گسترش استفاده از اینترنت. ح- توسعه کیفی و کمی نیروی انسانی متخصص در بخش تجارت الکترونیک. 

حاج‌کریمی و عزیزی (1387) در مطالعه‌ای با عنوان «مدل عوامل موثر بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکت‌های کوچک» سعی کردند با رویکردی نوین و متفاوت به بررسی اثر متغیرهای آمادگی سازمانی، پویایی بازار، مزایا و مخاطرات تجارت الکترونیکی و ظرفیت نوآوری بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک بپردازند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه و آزمون آلفای کرونباخ در هفت صنعت انجام شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که 72% نمونه مورد بررسی فاقد وب‌سایت و تنها 2% دارای وب‌سایت مبادله‌ای هستند و آمادگی سازمانی، مزایای تجارت الکترونیکی، پویایی بازار، ظرفیت نوآوری شرکت و مخاطرات تجارت الکترونیکی بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک اثر گذارند.

سمیع‌زاده و چهارسوقی (1387) در مطالعه‌ای با عنوان «ارائه مدلی به منظور ارزیابی عملکرد سازمانهای کوچک و متوسط در اتخاذ تجارت الکترونیکی» به بررسی و تحلیل انواع مدلهای ورود سازمانهای کوچک و متوسط به تجارت الکترونیکی، مولفه‌ها و شاخص‌های اثرگذار بر ارتقاء عملکرد آنها در اتخاذ تجارت الکترونیکی پرداختند. عوامل فنی، سازمانی و نیز سیستم‌های بین سازمانی، به عنوان مولفه‌های تشکیل دهنده مدل پیشنهادی در نظر گرفته شد. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه از خبرگان انجام شده است. نتایج مطالعه آنها نشان می‌دهد می‌توان جایگاه یک سازمان کوچک و متوسط را از نظر شاخصهای عملکردی در ورود به تجارت الکترونیکی تعیین نمود و راهکارها و استراتژیهای مناسب جهت بهبود نقاط ضعف عملکردی آنها را ارائه نمود. 

حاجیها و همکارانش (1388) در مطالعه‌ای با عنوان «بررسی عوامل رفتاری اثر‌گذار بر تصمیم پذیرش تجارت الکترونیکی توسط مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط شهر تهران» به شناسایی عوامل رفتاری اثرگذار بر پذیرش تجارت الکترونیکی پرداختند. در این راستا تمرکز اصلی بر تمایل رفتاری است. این مطالعه به شیوه پرسشنامه از 226 مدیر کوچک و متوسط و با استفاده از مدل پذیرش فناوری دیویس و مدل رفتار برنامه‌ریزی شده آیزن و نرم‌افزار لیزرل انجام شده است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد با بهبود نگرش و بهبود برداشت مدیران از سودمندی و سهولت کاربرد تجارت الکترونیکی، تمایل رفتاری و نگرش آنان به سمت پذیرش تجارت الکترونیکی افزایش می‌یابد. 

حاج‌کریمی و همکارانش (1388) در مطالعه‌ای با عنوان «طراحی الگوی عوامل موثر بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک و متوسط» به شناخت موانع و تسهیل‌کننده‌های تجارت الکترونیک که می‌تواند در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری بهتر در این زمینه به مدیر/مالک شرکت کوچک کمک کند، پرداختند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه از خبرگان و به روش آلفای کرونباخ انجام شده است. نتایج مدل 6 مرحله‌ای پیشنهادی بلوغ الکترونیکی نشان می‌دهد عوامل سازمانی، عوامل بازار و ویژگیهای تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک از عوامل موثر در به کارگیری تجارت الکترونیکی است.

علمدارمیبدی و همکارانش (1389) در مطالعه‌ای با عنوان «موانع به کارگیری تجارت الکترونیک» به بررسی موانع به کارگیری تجارت الکترونیک در تعاونیهای توزیعی استان تهران پرداختند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه و آزمون کوکران برای 4000 تعاونی توزیعی انجام شده است. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که موانع مالی، مشکلات فنی و موانع رفتاری- فرهنگی مهمترین موانع درون‌سازمانی و عدم آمادگی و نبود قابلیت لازم در شرکای تجاری، نبود رقابت کافی در کسب و کارهای مشابه و عدم آمادگی و تمایل مشتریان مهمترین موانع برون‌سازمانی در به کارگیری تجارت الکترونیک در تعاونیهای توزیعی استان تهران به شمار می‌آیند.

مشبکی و همکارانش (1389) در مطالعه‌ای با عنوان «تحلیل موانع به کارگیری تجارت الکترونیکی در صنایع غذایی ایران» به بررسی مهم‌ترین موانع پیش روی صنایع غذایی استان یزد در استفاده از تجارت الکترونیک پرداختند. در این راستا موانع تجارت در سه دسته از سیستم‌های بازخور منفی مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه با استفاده از شیوه ترکیبی فرآیند سلسله مراتبی فازی و تاپسیس فازی انجام پذیرفته است. نتایج مطالعه آنها نشان می دهد که از دیدگاه جامعه مورد مطالعه، موانع سطح مشتری از اهمیت بیشتری نسبت به سطح تجارت برخوردار است. تعیین درجه اهمیت هر یک از دسته موانع در سطوح مشتری و تجاری نشان داد که در هر دو سطح، موانع اقتصادی بیشترین اهمیت را دارند، اما در سطح مشتری موانع شناختی نسبت به موانع اجتماعی– سیاسی از درجه اهمیت بالاتری برخوردار بوده است، در حالی که این وضعیت در سطح تجارت بالعکس گزارش می‌شود.  از راهکارهای ارائه شده می توان به توجه پایه‌ای به گسترش اینترنت، ایجاد زمینه‌های سرمایه‌‌گذاری بنگاهها در قلمرو تجارت الکترونیک و تامین زیر‌ساختهای اصلی و پشتیبان آن، بوجود آوردن فضای امن و کم مخاطره برای بنگاهها اشاره نمود.

موحدی و ویسی (1390) در مطالعه‌ای با عنوان «مدلی برای استقرار ادراکی تجارت الکترونیکی در صنایع کوچک و متوسط ایران» سعی کردند به مدل استقرار تجارت الکترونیک در این صنایع دست یابند. آنها در گروه متغیرهای ادراکی، شش متغیر هنجارهای اجتماعی و بیرونی، بروندادهای اجتماعی، ادراک از فایده، ادراک از سهولت کاربرد، عواطف و احساسات و اعتماد را قرار دادند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه برای 300 صنعت کوچک و متوسط انجام شده است. نتایج موید این است که متغیرهای هنجارهای اجتماعی و بیرونی، بروندادهای اجتماعی و ادراک از فایده به ترتیب بیشترین تاثیر را بر استقرار تجارت الکترونیکی دارند.

محمودی میمند و همکارانش (1390) در مطالعه‌ای با عنوان «موانع پذیرش تجارت الکترونیکی در صنعت صادرات خشکبار» به بررسی موانع پذیرش تجارت الکترونیکی و ارائه راهکارهای رفع آن پرداختند. در این راستا، ابتدا مهم‌ترین موانع پذیرش تجارت الکترونیکی شناسایی گردیده و سپس در قالب مدل سه‌شاخگی در سه شاخه‌ موانع ساختاری، محتوایی و زمینه‌ای به عنوان سه فرضیه تحقیق دسته‌بندی شدند. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه در بین 61 شرکت تولیدی صادراتی خشکبار آذربایجان‌شرقی انجام شده است. نتیجه مطالعه نشان می‌دهد که موانع ساختاری با مهم‌ترین عامل در عدم‌پذیرش تجارت الکترونیکی در شرکت‌های فوق‌الذکر شناخته شد. همچنین رتبه‌بندی کلی موانع نشان داد عوامل عدم اعتماد خریداران، کمبود افراد کارشناس، ابهام در قوانین و نبود جایگزین‌های سیستم پرداخت به ترتیب چهار مانع اصلی عدم پذیرش تجارت الکترونیکی در این شرکتها به شمار می‌روند. 

نعیمی و همکارانش (1390) در مطالعه‌ای توصیفی- همبستگی با عنوان «چالشهای توسعه تجارت الکترونیک در بخش کشاورزی از دیدگاه کارشناسان ستادی وزارت جهاد کشاورزی» به بررسی چالشهای توسعه تجارت الکترونیک در بخش کشاورزی پرداختند. در این راستا، متغیرهای مستقل مورد مطالعه تحقیق شامل؛ چالشهای اجتماعی، دولتی، قانونی، فنی و هم‌چنین، متغیر وابسته همان توسعه تجارت الکترونیک در بخش کشاورزی بوده است. این مطالعه با استفاده از شیوه پرسشنامه 100 نفری و آزمون ضریب آلفای کرونباخ انجام شده است. یافته‌های توصیفی نشان دادند که چالشهای دولتی، اجتماعی، قانونی و فنی تقریبأ از اهمیت مساوی برخوردارند و مهم‌ترین چالش اجتماعی، فقدان یا پایین بودن سواد رایانه‌ای است و مهم‌ترین چالش قانونی، فقدان قوانین مدون و مناسب به شمار می‌روند. از نظر چالشهای دولتی، عدم حمایت و پشتیبانی دولت به عنوان مهم‌ترین مشکلات عنوان گردید. مهم‌ترین چالش فنی به دست آمده در این تحقیق فقدان بسترها، زیر‌ساخت‌ها و تجهیزات شبکه‌ای و ارتباطی لازم در زمینه توسعه تجارت الکترونیک بوده‌است.

بامداد صوفی و همکارانش(1390) در مطالعه‌ای با عنوان «بررسی عوامل موثر بر استقرار تجارت الکترونیک» به بررسی این مسئله در شرکت مفتول چشمه کرمان پرداختند. در این راستا، هفت عامل؛ نقش دولت، زیر‌ساخت‌ تکنولوژی، مدیریت، فرهنگ، منابع‌انسانی، منابع مالی و بازار(مشتری، توزیع و وضعیت رقابتی) معرفی شده است و برای بررسی میزان نگرش و ادراکات اجتماعی مدیران و کارشناسان به دو عامل مهم؛ برداشت از سودمندی تکنولوژی و برداشت از سهولت استفاده از فناوری اشاره شده است. برای انجام این مطالعه پرسشنامه‌ای برای 30 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت فوق تهیه شد و با استفاده از مدلهای استقرار  EC (اسکوپلا، 2003) و پذیرش تکنولوژی (TAM) (دیویس، 1989) فرضیات به آزمون گذاشته شدند. نتایج حاکی از آن است که شکاف انجام شده بین وضعیت کنونی و مطلوب، نشان می‌دهد شرکت مربوطه از جهت عامل فرهنگی و پشتیبانی مدیریت وضعیت خوبی دارد و باید در زمینه زیر‌ساختهای تکنولوژیکی و آموزش نیروی انسانی بودجه بیشتری صرف نماید. حمایت مالی نیز باید افزایش یابد. بعلاوه، سازمان با استقرار تجارت الکترونیک می‌تواند قدرت رقابتی خود را در بازار افزایش دهد.

علی‌پور و همکارانش (1391) در مطالعه‌ای با عنوان «بررسی به کارگیری تجارت الکترونیکی در SMEها و اولویت‌بندی این موانع با استفاده از روش AHP» به اولویت‌بندی موانع و مشکلات تجارت الکترونیک در شهرک‌های صنعتی استان گیلان پرداختند. نتایج حاکی از آن است که بستر‌سازی مطلوب برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازمانی، نیازمند شناخت کافی و نگرش مثبت مدیران به ضرورتهای حضور این پدیده در روند فعالیتهای سازمان است. با وجود این شناخت، یک مدیر در ابتدای فرایند بسترسازی فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان خود باید آیین‌نامه‌ها و قوانین درون سازمانی را تهیه، آزمایش و ابلاغ نماید. اولویت‌بندی عوامل موثر بر موانع به کارگیری تجارت الکترونیک در صنایع کوچک و متوسط بصورت؛ 1- اقتصادی 2- فرهنگی و آموزشی 3- اجتماعی و سیاسی 4- ارتباطات و زیر‌ساختهای فناوری 5- حقوقی و قانونی هستند.


منابع:


1.بامداد صوفی.جهان‌یار، بهرام علی‌شیری و حمیده عبدالهی، (1390)، "بررسی عوامل موثر بر استقرار تجارت الکترونیک در شرکت مفتول چشمه کرمان"، نهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت، سال 2، شماره 1، 76-67.

2.بقایی‌راوری. جواد و علیرضا مقدسی، (1386)، "ارائه یک مدل سه بعدی از چالشهای پیاده‌سازی تجارت الکترونیک در ایران"، مجله دانش و توسعه(علمی- پژوهشی)، شماره 19، 113-83.        

3.حاج کریمی. عباسعلی و شهریار عزیزی، (1387)، "مدل عوامل موثر بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک"، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 48، 229-191. 

4.حاج‌ کریمی. عباسعلی، شهریار عزیزی و مریم اخوان خرازیان، (1388)، "طراحی الگوی عوامل موثر بر به کارگیری تجارت الکترونیکی در شرکتهای کوچک و متوسط"، مجله دانش و توسعه(علمی- پژوهشی)، سال 16، شماره 27، 78-51.    

5.حاجی‌ها. علی، فرهاد غفاری و لیلا حاجی هاشمی ورنوسفدرانی، (1388)، "بررسی عوامل رفتاری اثرگذار بر تصمیم پذیرش تجارت الکترونیکی توسط مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط شهر تهران"، مجله پژوهشهای مدیریت، شماره 83، 31-17.

6.قاسمی. محمد‌قلی، (1386)، " فضای کسب و کار و اثرات آن بر سرمایه‌گذاری صنعتی در ایران"، ماهنامه توسعه، شماره 17، 15-11.  

7.صفرزاده. حسین و محمد‌سعید جعفری، (1390)، "بررسی نقش عوامل مدل سه‌شاخگی مدیریت (ساختار، زمینه و رفتار) در استقرار حراج الکترونیک"، فصلنامه مدیریت، سال هشتم، شماره 23، 70- 51.

8.صنایعی. علی، محمد‌علی رضوانی، (1380)، "تجارت الکترونیکی و دولت الکترونیکی: درسهایی از تجربه ژاپن و چند کشور در حال توسعه برای ایران" ، پژوهشنامه بازرگانی، شماره 21، 139-117.

9.سمیع‌زاده. رضا و سیدکمال ‌چهارسوقی، (1387)، "ارائه مدلی به منظور ارزیابی عملکرد سازمانهای کوچک و متوسط در اتخاذ تجارت الکترونیکی"، نشریه بین‌المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره 1، 79-65.

10.عزیزی. شهریار، سید حمید خداداد حسینی و شعبان الهی، (1384)، "شناسایی موانع و راهکارهای به کارگیری تجارت الکترونیکی: مورد مطالعه شرکت ایران خودرو"، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 37، 89-63.

11.علمدارمیبدی. محمدمهدی، وحید رضا میرابی و جواد محمد قلی‌نیا، (1389)، "موانع به کارگیری تجارت الکترونیک در تعاونیهای توزیعی استان تهران"، فصلنامه تعاون، سال 21، شماره 4، 149-119.

12.علیپور. مهرداد، حسین بدیعی و سید محمد علی میر کاظمی، (1391)، "بررسی موانع به کارگیری تجارت الکترونیکی در   SMEها و اولویت‌بندی این موانع با استفاده از روش  AHP(مورد مطالعه: شهرک‌های صنعتی استان گیلان)"، فصلنامه  مطالعات کمی در مدیریت، سال 3، شماره 8.    

13.مشبکی. اصغر، امیر‌همایون سرفراز، حبیب زارع و محمد‌علی شهریان، (1389)، "تحلیل موانع به کارگیری تجارت الکترونیکی در صنایع غذایی ایران (مطالعه موردی: صنایع غذایی استان یزد)"، فصلنامه علمی- پژوهشی کاوشهای مدیریت بازرگانی، سال 2، شماره 4، 91-74. 

14.محمودی میمند. محمد، علی قربانی و محمد بخت آزمای بناب، (1390)، "موانع پذیرش تجارت الکترونیکی در صنعت صادرات خشکبار" ، فراسوی مدیریت، سال 5، شماره 19، 210-179.

15.موحدی. مسعود و همت ویسی، (1390)، "مدلی برای استقرار ادراکی تجارت الکترونیکی در صنایع کوچک و متوسط ایران"، فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین، شماره‌های 23 و 24، 180-157.

16.نعیمی. امیر، غلام‌رضا پزشکی‌راد، محمد چیذری و فاطمه حسینی، (1390)، "چالشهای توسعه تجارت الکترونیک در بخش کشاورزی از دیدگاه کارشناسان ستادی وزارت جهاد کشاورزی"، پژوهشهای ترویج و آموزش کشاورزی، سال 4، شماره 4، 41-29.

ب) لاتین

 

17.Dolpanya. K, L. Wee Land and G. Dic k, (2008), “Antecedents of Suppliers’ Participation in Business-to-Government (B2G) Electronic Auction Markets:  Thai B2G E-Auction”, Proceedings of SIG GlobDev’s First Annual Workshop, Paris, France December 13th.
18.Isac. A, M. Muntea ,et al. (2010), “The current stage of the development of G2B and B2G electronic services in Romania”, Annals of the University of Petroşani, Economics, 10(2), 215-224.
19.Oyediran, O.S and A. S, Okintola, (2011), “A survey of state of the art of E-Tendering in Nigeria”, Journal of Information Technology in Construction, Vol. 16, 557- 576.
20.Weng Lou, E. C and M. Alshawi, (2009), “ Critical success factors for E-Tendering implementation in construction collaborative environments: people and process issues”, Vol. 14, 98- 109.
 
 

free webpage hit counter